<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss" xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	>

<channel>
	<title>supernova</title>
	<atom:link href="http://supernovaa.wordpress.com/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://supernovaa.wordpress.com</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Wed, 17 Dec 2008 12:36:51 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.com/</generator>
<cloud domain='supernovaa.wordpress.com' port='80' path='/?rsscloud=notify' registerProcedure='' protocol='http-post' />
<image>
		<url>http://s2.wp.com/i/buttonw-com.png</url>
		<title>supernova</title>
		<link>http://supernovaa.wordpress.com</link>
	</image>
	<atom:link rel="search" type="application/opensearchdescription+xml" href="http://supernovaa.wordpress.com/osd.xml" title="supernova" />
	<atom:link rel='hub' href='http://supernovaa.wordpress.com/?pushpress=hub'/>
		<item>
		<title>نظریه پردازی علم در ماورا الطبیعه</title>
		<link>http://supernovaa.wordpress.com/2008/12/16/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d9%be%d8%b1%d8%af%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%b9%d9%84%d9%85-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%a7%d9%88%d8%b1%d8%a7-%d8%a7%d9%84%d8%b7%d8%a8%db%8c%d8%b9%d9%87/</link>
		<comments>http://supernovaa.wordpress.com/2008/12/16/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d9%be%d8%b1%d8%af%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%b9%d9%84%d9%85-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%a7%d9%88%d8%b1%d8%a7-%d8%a7%d9%84%d8%b7%d8%a8%db%8c%d8%b9%d9%87/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 16 Dec 2008 23:04:18 +0000</pubDate>
		<dc:creator>mohsen bahadori</dc:creator>
				<category><![CDATA[ماوراء الطبيعة]]></category>
		<category><![CDATA[فلسفه]]></category>
		<category><![CDATA[فیزیک]]></category>
		<category><![CDATA[ماورا الطبیعه]]></category>
		<category><![CDATA[نظریه]]></category>
		<category><![CDATA[گالیله]]></category>
		<category><![CDATA[انشتاین]]></category>
		<category><![CDATA[اکتشاف]]></category>
		<category><![CDATA[ارسطو]]></category>
		<category><![CDATA[علم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://supernovaa.wordpress.com/?p=33</guid>
		<description><![CDATA[آیا علم جایگاهی در کشف و شهود ماوراالطبیعه دارد؟ این مقاله فقط در پی تشریح این سئوال است و در پی پاسخ جامع به آن نمی باشد. در تاریخ بشری مذهب و فلسفه به بحث و نظریه پردازی در حیطه ماورااطبیعه پرداخته اند. فلسفه وظیفه خود می دانسته تا به سئوالات کلی از جمله موضوعات [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=supernovaa.wordpress.com&amp;blog=5872197&amp;post=33&amp;subd=supernovaa&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNormal" style="text-align:justify;margin:0 0 10pt;"><span style="font-size:10pt;line-height:115%;font-family:&quot;" dir="rtl" lang="AR-SA">آیا علم جایگاهی در کشف و شهود ماوراالطبیعه دارد؟ این مقاله فقط در پی تشریح این سئوال است و در پی پاسخ جامع به آن نمی باشد</span><span style="font-size:10pt;line-height:115%;font-family:&quot;">.</span></p>
<p><span dir="rtl" lang="AR-SA">در تاریخ بشری مذهب و فلسفه به بحث و نظریه پردازی در حیطه ماورااطبیعه پرداخته اند. فلسفه وظیفه خود می دانسته تا به سئوالات کلی از جمله موضوعات مطرح درماوراالطبیعه پاسخ دهد.علوم تجربی هیچگاه به موضوعات مربوط به ماورا الطبیعه دست درازی نکرده اند و عالمان علوم تجربی هیچگاه بر آن نبوده اند تا سئوالات مطرح در حیطه ماورا الطبیعه را با روشهای علوم تجربی پاسخ دهند. حتی زمانیکه هنوز علوم تجربی از کمبود روشهای تجربی رنج می برد، این فلسفه بود که در حیطه علوم تجربی دست درازی مینمود و فیلسوفان به تئوری پردازی علمی می پرداختند. به وضوح این موضوع از نبود روشهای تجربی برای ثبوت مسائل علمی ناشی می شد. به عنوان مثال مسئله &#8220;حرکت&#8221; در فیزیک را ذکر میکنیم تا جایگاه علم و فلسفه در تاریخ بشری روشنتر شود. در کتاب خلاصه فلسفی نظریه نسبیت انشتاین چنین آمده است</span>:<br />
<span id="more-33"></span><br />
<span dir="rtl" lang="AR-SA">یکی از مسائل اساسی که در نتیجه بغرنجی و پیچیدگی، هزاران سال در تاریکی کامل مانده بود، مسأله حرکت است&#8230; جسم ساکنی را در محل بی حرکتی در نظر میگیریم، برای تغییر وضع دادن به چنین جسمی لازم است مؤثر خارجی بر آن اثر کند و آن را به جلو براند یا بردارد&#8230; ما باتصور غریزی و الهامی خویش حرکت را وابسته به اعمالی چون راندن و بلند کردن و کشیدن میدانیم&#8230; این طرز استدلال غریزی و الهامی درباره حرکت باطل است و همین نوع تفکر سبب شد که قرنهای زیادی تصور ما نسبت به مسأله حرکت غلط بماند. شاید شخصیت ارسطو &#8230; علت اساسی پایداری این تصور غلط و الهامی بوده باشد. در کتاب مکانیکی که منسوب به اوست چنین میخوانیم: &#8220;جسم متحرک موقعی به حالت سکون در می آید که قوه ای آن را در امتداد خود به حرکت واداشته است نتواند دیگر تأثیر کند و آن را براند&#8221;. اکتشاف روش استدلال علمی و به کار انداختن آن به وسیله گالیله یکی از بزرگترین پیشرفتهای فکر بشر است و آغاز حقیقی علم فیزیک را از همان موقع باید دانست&#8230; با کلید جدیدی که گالیله پیدا کرده نتیجه چنین بیان میشود</span>: &#8221; <span dir="rtl" lang="AR-SA">اگر جسمی رانده یا برداشته یا کشیده نشود و از هیچ راه دیگر هم تأثیری بر آن وارد نیاید _و به عبارت ساده تر: چون بر جسم هیچ قوه خارجی کار نکند _ حرکت یکنواخت پیدا میکند، یعنی با سرعت ثابتی در امتداد خط مستقیم تغییر مکان دهد</span>&#8220;.</p>
<p><span dir="rtl" lang="AR-SA">با این توضیحات شاید بتوان گفت که حیطه های تئوری پردازی علم و فلسفه مرز مشخصی ندارد و بستگی به توانایی آنها در پرورش موضوع هدف دارد. چه بسا اگر علوم تجربی قدرت پاسخدهی در حیطه ماورا الطبیعه را داشته باشند، شایستگی بیشتری در این زمینه یابند</span>. <span dir="rtl" lang="AR-SA">چراکه پاسخهای علم به یک مسئله به دلیل روش تجربی آن و برخورداری از ته پایه ریاضی، بسیار روشنتر و قابل اعتمادتر از پاسخ دهی فلسفه به یک مسئله میباشد. از آنجا که مسائل فلسفه خالی از اثبات تجربی است، به استناد تاریخ گاهی تصورات فیلسوفان قرنها انسانها را در تاریکی و جهل نگاه داشته است! آیا گاه آن فرا نرسیده است تا در پی اثبات برخی مسائل فلسفی از مسیر علوم تجربی باشیم؟ آیا اکنون علم توانایی نظریه پردازی در ماورا الطبیعه را ندارد ؟ </span><br />
<span dir="rtl" lang="AR-SA">ماورا الطبیعه در فلسفه </span><br />
<span dir="rtl" lang="AR-SA">شاید بزرگترین سئوال زندگی هر انسان چیستی و وجود روح و بدن و چگونگی ارتباطشان باشد. در سطحی دیگر این سئوال در مورد ماده و ماورا ماده مطرح میشود، طوریکه تبیین و توضیح این مسأله یک ابهام کلی که گریبانگیر انسانها در گستره تاریخ بوده است را مرتفع میسازد</span>. <span dir="rtl" lang="AR-SA">آیا علم قدرت پرداختن به این مسأله را دارد؟ در مقام قیاس اگر بدن، ماده و طبیعت را نظایر یکدیگر فرض کنیم، میتوانیم روح را از موضوعات ماوراالطبیعه بدانیم. ابتدا نظریات فلسفی در مورد رابطه روح و بدن در تاریخ فلسفه را به اجمال بررسی میکنیم تا راه گشایی فلسفه را در این مورد به قضاوت خونندگان بگذاریم! سپس یافته های علمی در زیست شناسی، فیزیک و نجوم را مرور میکنیم که به عقیده بنده به علوم تجربی قدرت مانور و نظریه پردازی در ماورای الطبیعه را میدهد</span>.<br />
<span dir="rtl" lang="AR-SA">افلاطون روح را جوهری میداند قدیم که قبل از بدن موجود است، بعدا که بدنی آماده میشود روح از مرتبه خود تنزل میکند و به بدن تعلق میگیرد. اما ارسطو به جنبه وحدت و وابستگی روح و بدن توجه میکند، او رابطه روح و بدن را سطحی نمی انگارد. ارسطو رابطه روح و بدن را از نوع علاقه صورت و ماده میداند و از آنجا که قوه عاقله مجرد است روح دیگر قدیم نیست، حادث است، در آغاز کار استعداد محض است و هیچگونه علم قبلی ندارد. صدر المتالهین شاید نظر کاملتری در این رابطه دارد، در کتاب مقالات فلسفی مرتضی مطهری چنین مخوانیم</span>:</p>
<p>&#8221; <span dir="rtl" lang="AR-SA">صدر المتالهین&#8230;از اصول نو و عالی و نیرومندی که تاسیس کرد چنین نتیجه گرفت که علاوه بر حرکات ظاهری و عرضی و محسوس که بر سطح عالم حکمفرماست یک حرکت جوهری و عمقی و نامحسوس بر جوهره عالم حکمفرماست&#8230;مبدا تکون نفس، ماده جسمانی است. ماده این استعداد را دارد که در دامن خود موجودی بپروراند ک با ماوراالطبیعه هم افق باشد. اساسا بین طبیعت و ماورا طبیعت دیوار و حائلی وجود ندارد. هیچ مانعی نیست که یک موجود مادی در مراحل تکامل خود تبدیل شود به موجودی غیر مادی</span>.&#8221;</p>
<p><span dir="rtl" lang="AR-SA">میزان پیشرفت و راه گشا بودن این نظریات را به قضاوت خواننده می گزارم، چراکه ابراز نظر شخصی بنده، شاید ما را در چالش یک بحث کلامی بیفایده افکند</span>.<br />
<span dir="rtl" lang="AR-SA">ژنتیک </span><br />
<span dir="rtl" lang="AR-SA">پیشرفتهای جدید زیست شناسی در زمینه ژنتیک و وراثت انسان را از نظم و پیچیدگی خلقت متحیر ساخته است. از آن زمانیکه ساختمان کروموزوم و نحوه جهشهای ژنی کشف شد، دانشمندان سعی در حل مسائل وراثت از طریق احتمالات ریاضی نمودند، اما محاسبات ریاضی بخوبی عاملی ماورا طبیعت شناخته شده را در ایجاد نظم موجود در سیستم را نشان میداد. ما به این اختصار بسنده میکنیم چراکه تفهیم مسأله به آشنایی با علم ژنتیک نیازمند است. به عقیده بنده که در این زمینه مطالعات دانشگاهی دارم، کنکاش در علم ژنتیک پژوهنده را وادار میکند که به ماورای طبیعت شناخته شده ایمان عالمانه آورد</span>!</p>
<p><span dir="rtl" lang="AR-SA">قضایای مطروحه در فیزیک و نجوم که انسان را به کنکاش علمی در ماورا الطبیعه رهنمون میکند شاید برای مخاطب محترم ملموس تر باشد، لذا مفصلتر به آن میپردازیم</span>.</p>
<p><span dir="rtl" lang="AR-SA">سیاهچاله ها </span><br />
<span dir="rtl" lang="AR-SA">سیاهچاله ها را از این رو به این نام خوانده اند که بی نورندو چون یک جا روبرقی اختری، ماده و انرژی را از فضا می مکند ، در سیاهچاله جاذبه آنچنان زیاد است که نور نمی تواند فرار کند</span>.</p>
<p><span dir="rtl" lang="AR-SA">اختر فیزیکدانان، سیاهچاله ها را که بسیار کوچکند، آخرین مرحله تاریخ رندگی ستارگان بسیار بزرگ می دانند. وجود سیاهچاله ها قبل از آنکه توسط کیهان شناسان به ثبوت برسد توسط فیزیکدانان بوسیله تئوری نسبیت عام انشتین پیش بینی شد</span>!</p>
<p><span dir="rtl" lang="AR-SA">فیزیکدانان توصیف نسبتاً جامعی از سیاهچاله ها به دست داده اند. به عقیده دکتر جان ویلر و دکتر رئو روفینی از دانشگاه پرینستون سیاهچاله ها اندازه و شکلی به مفهوم قراردادی آن ندارند اما آنها در محدوده یک قطر 15 کیلومتری عمل می کنند. سیاهچاله ها جرمهای متفاوتی بین جرم خورشید و صد میلیون برابر جرم خورشید دارند. حفره های سیاه مثل گرداب عمل می کنند. هر جرم با انرژی سرگردانی که به یک سیاهچاله نزدیک شود (در داخل فاصله معینی که افق آن خوانده می شود) بطور مقاومت ناپدیری به درون گرداب، که همان سیاهچاله است کشیده می شود. نیروهای کشندی شدید درون سیاهچاله ها ماده را در یک سمت می کشد و منبسط می کند و در سمت دیگر می فشرد و خرد می کند و خرد می کند تا آن که آن ماده به کلی تجزیه و جزء فضای خمیده و حفره سیاه شود</span>.</p>
<p><span dir="rtl" lang="AR-SA">در سال 1971 یک دانشمند انگلیسی به نام استفن هاوکینگ عنوان کرد که این واقعه به وجود آمدن سیاهچاله ها هنگامی که جهان نخستین انفجار بزرگ خود را آغاز کرد اتفاق افتاده است</span>. <span dir="rtl" lang="AR-SA">هنگامی که تمامی مواد تشکیل دهنده جهان منفجر شد، مقداری از این مواد آن چنان به هم فشرده شدند که تبدیل به سیاهچاله گشتند. استفان هاوکینگ یکی از بزرگترین فیزیک‌دانان نظری معاصر است، زمینه‌ی پژوهشی اصلی وی کیهان‌شناسی و گرانش کوانتومی است. از مهم‌ترین دستاوردهای وی مقاله‌ای است که به رابطه‌ی سیاه‌چاله‌ها و قانون‌های ترمودینامیک می‌پردازد</span>.</p>
<p><span dir="rtl" lang="AR-SA">خواص سیاهچاله ها بسیار عجیب است. زمان و مکان خصوصیات خود را در درون ستاره کاملاً فرو پاشیده ردو بدل می کنند. قوانین طبیعی شکسته میشوند. هر شی در شرایط عادی اندازه خود را نگه می دارد ولی نمی تواند از عمر فیزیکی بگریزد. در درون سیاهچاله ها بر اشیا عمری نمی گذرد، ولی مداوماً کوچکتر می شوند. مشاهده گران نمی توانند واقعاً آن را ببیند، زیرا نور مانند شکلهای دیگر انرژی، تحت تاثیر مکش حفره سیاه است. اگر پدیده ای بطور مثال 15 هزار سال نوری قبل اتفاق افتاده باشد با آنکه پدیده مدتها پیش پایان یافته برای ما قابل مشاهده است چرا که بدلیل بعد مسافت برای دریافت نورش زمان متناسب با مسافت سپری میگردد</span>. <span dir="rtl" lang="AR-SA">اما چرا در مورد سیاهچاله ها پدیده های مربوطه قابل مشاهده نیست؟ علت آن است که وقتی ستاره به سیاهچاله تبدیل می شود، نسبت به ناظران خارج بی درنگ گذشت زمان در آن متوقف می شود. به عقیده دکتر ویلر و دکتر روفینی (علائم و اطلاعات مربوط به مرحله های بعدی فرو پاشی هرگز نمی گریزند، بلکه در فرو پاشی خود هندسه(زمانی و مکانی</span>) <span dir="rtl" lang="AR-SA">درگیر می شوند</span>.)</p>
<p><span dir="rtl" lang="AR-SA">انرژی تاریک </span><br />
<span dir="rtl" lang="AR-SA">حدود 200 میلیارد کهکشان که هر کدام دارای تقریباً 200 میلیارد ستاره است به وسیله تلسکوپ ها قابل تشخیص است. اما این تعداد فقط 4 درصد از محل گیتی را تشکیل می دهد</span>.<br />
<span dir="rtl" lang="AR-SA">حدود 73 درصد از جهان از ماده دیگری ساخته شده است که انرژی تاریک</span> (dark matter) <span dir="rtl" lang="AR-SA">نامیده می شود به نظر می رسد این نیروی عجیب، اجزای جهان را با سرعت فزاینده ای از یکدیگر دور می کند. داستان انرژی تاریک از سال 1998 آغاز شد. در آن زمان دانشمندان دریافتند که بسیاری از کهکشان های دور دست با سرعتی بسیار بیشتر از آن چه که محاسبات موجود پیش بینی کرده اند، از یکدیگر دور می شوند تحقیقاتی که روی انواع ویژه ای از ابرنواختر ها</span> (Supernova) <span dir="rtl" lang="AR-SA">انجام شد بیانگر آن بود که محاسبات انجام شده اشتباهی نداشت، به عبارت دیگر محاسبات دقیق نشان دهنده آن بود که سرعت انبساط جهان لحظه به لحظه در حال افزایش است. این انبساط جهان دنیای ما را پایان خواهد داد. فروپاشی نظم و قوانین ما آیا نظم و قوانین </span>(<span dir="rtl" lang="AR-SA">دنیایی دیگر) متفاوتی را به ارمغان خواهد آورد؟ </span></p>
<p><span dir="rtl" lang="AR-SA">نتیجه </span><br />
<span dir="rtl" lang="AR-SA">یک بار دیگر پرسش های اساسی بسیاری در مورد ماهیت جهان مطرح شده است: ماهیت فضا، زمان، انرژی و ماده چیست؟ فیزیکدانان اکنون بخوبی توقف زمان و گذر متفاوت زمان در دستگاههای مختلف </span>(<span dir="rtl" lang="AR-SA">دنیاههای مختلف) را محاسبه و اثبات میکنند. نظریات فیزیک در سیر تکاملی خود به تدریج وحدت نیروها و وجود یک ذره بنیادی در عالم را مطرح کرده اند. اکنون از فیزیکدانها شنیده می شود که در حقیقت یک ذره بنیادی واحدی در طبیعت وجود دارد که سایر ذراتی را که به عنوان ذرات بنیادی شناخته می شوند، پدید می آورد. به عبارت دیگر نیرو، انرژی و جرم همگی از یک ذره ی بنیادی واحد تشیل شده اند .و می توان نتیجه گرفت که نیرو، انرژی و جرم سه جلوه (ظاهر) متفاوت از یک ذره واحد و بنیادی هستد. از این ذره بنیادی علاوه بر ماده شناخته شده مواد غیر شناخته شده نیز امکان وجود دارند که می توانند عناصر سایر عوالم را تشکیل دهند که در زبان رایج ماوراالطبیعه خوانده میشود</span>!</p>
<p><span dir="rtl" lang="AR-SA">به عقیده بنده مرز طبیعت و ماورای آن بسیار کمرنگ شده است و درهای ورود به عوالمی که از قوانین فیزیک کلاسیک ما طبعیت نمی کنند، گشوده شده است. سفر در زمان و قدم گذاشتن در عوالم تشکیل شده از غیر ماده شناخته شده با قوانین فضا_زمان متفاوت اکنون تخیل است اما به خوبی توسط یافته های فیزیک قابل پیش بینی است. یکی از نتایج متعدد مشاهدات کیهان شناسی اخیر این بوده است که جهان های موازی دیگر مفهومی خیالپردازانه و انتزاعی صرف نیست. مفاهیم نام برده شده تا ابد در قلمرو متا فیزیک باقی نخواهد ماند. باید توجه داشت که مرز میان فیزیک و متا فیزیک را این مسأله که یک نظریه از لحاظ تجربه قابل آزمون است، یا خیر تعیین می کند نه این موضوع که فلان نظریه شامل اندیشه های غریب و ماهیت های غیر قابل مشاهده است. مرز های فیزیک به تدریج با گذر زمان فراتر رفته و اکنون مفاهیمی بسیار انتزاعی تر نظیر میدان الکترو مغناطیسی نامرئی ، کند شدن گذر زمان در شرعتهای بالا ، برهم نهی کوانتومی ، فضای خمیده و سیاهچاله را در بر گرفته است. طی چند سال گذشته مفهوم جهان چند گانه نیز به این فهرست اضافه شده است. پایه این اندیشه ها بر نظریاتی است که امتحان خو را به خوبی پس داده اند. نظریاتی همچون نسبیت و نظریه مکانیک کوانتومی ، افزون بر آن به دو قاعده اساسی علوم تجربی نیز وفادار است</span>.</p>
<p><span dir="rtl" lang="AR-SA">سخن آنست که یافته های جدید فیزیک ورودیهایی است به ماورای طبیعت شناخته شده و از آنجاکه یکی از موضوعاتی که فلسفه علم با آن سر و کار دارد، &#8220;نتایج کاوشهای علمی برای مسائل فلسفه&#8221; است، در این زمینه رشد و پیشرفت شگفتی در انتظار است</span></p>
<br />نوشته شده در ماوراء الطبيعة  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/supernovaa.wordpress.com/33/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/supernovaa.wordpress.com/33/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/supernovaa.wordpress.com/33/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/supernovaa.wordpress.com/33/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/supernovaa.wordpress.com/33/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/supernovaa.wordpress.com/33/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/supernovaa.wordpress.com/33/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/supernovaa.wordpress.com/33/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/supernovaa.wordpress.com/33/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/supernovaa.wordpress.com/33/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/supernovaa.wordpress.com/33/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/supernovaa.wordpress.com/33/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/supernovaa.wordpress.com/33/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/supernovaa.wordpress.com/33/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=supernovaa.wordpress.com&amp;blog=5872197&amp;post=33&amp;subd=supernovaa&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://supernovaa.wordpress.com/2008/12/16/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d9%be%d8%b1%d8%af%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%b9%d9%84%d9%85-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%a7%d9%88%d8%b1%d8%a7-%d8%a7%d9%84%d8%b7%d8%a8%db%8c%d8%b9%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/53231f666d6b644e99af4c356fd47a61?s=96&#38;d=identicon" medium="image">
			<media:title type="html">supernovaa</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>الهیات و ماوراء الطبیعه</title>
		<link>http://supernovaa.wordpress.com/2008/12/16/%d8%a7%d9%84%d9%87%db%8c%d8%a7%d8%aa-%d9%88-%d9%85%d8%a7%d9%88%d8%b1%d8%a7%d8%a1-%d8%a7%d9%84%d8%b7%d8%a8%db%8c%d8%b9%d9%87/</link>
		<comments>http://supernovaa.wordpress.com/2008/12/16/%d8%a7%d9%84%d9%87%db%8c%d8%a7%d8%aa-%d9%88-%d9%85%d8%a7%d9%88%d8%b1%d8%a7%d8%a1-%d8%a7%d9%84%d8%b7%d8%a8%db%8c%d8%b9%d9%87/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 16 Dec 2008 22:56:39 +0000</pubDate>
		<dc:creator>mohsen bahadori</dc:creator>
				<category><![CDATA[ماوراء الطبيعة]]></category>
		<category><![CDATA[قصار]]></category>
		<category><![CDATA[الهیات]]></category>
		<category><![CDATA[اعجاب انگیزترین]]></category>
		<category><![CDATA[خفاش]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://supernovaa.wordpress.com/?p=31</guid>
		<description><![CDATA[یک بخش از بخشهای اساسی نهج البلاغه، مسائل مربوط به الهیات و ماوراء الطبیعه است. در مجموع خطبه ها و نامه ها و کلمات قصار در حدود چهل نوبت درباره این مطالب بحث شده است، البته بعضی از این موارد جمله های کوتاهی است. ولی غالبا چند سطر و احیانا چند صفحه است. بحثهای توحیدی [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=supernovaa.wordpress.com&amp;blog=5872197&amp;post=31&amp;subd=supernovaa&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNormal" style="text-align:justify;margin:0 0 10pt;"><span style="font-size:10pt;color:#3c0e0e;line-height:115%;font-family:&quot;" dir="rtl" lang="AR-SA">یک بخش از بخشهای اساسی نهج البلاغه، مسائل مربوط به الهیات و ماوراء الطبیعه است</span><span style="font-size:10pt;color:#3c0e0e;line-height:115%;font-family:&quot;">. <span dir="rtl" lang="AR-SA">در مجموع خطبه ها و نامه ها و کلمات قصار در حدود چهل نوبت درباره این مطالب بحث</span><span lang="AR-SA"> <span dir="rtl">شده است، البته بعضی از این موارد جمله های کوتاهی است. ولی غالبا چند سطر و احیانا</span> <span dir="rtl">چند صفحه است. بحثهای توحیدی نهج البلاغه را شاید بتوان اعجاب انگیزترین بحثهای آن</span> <span dir="rtl">دانست، بدون مبالغه این بحثها با توجه به مجموع شرائط پدید آمدن آنها درحد اعجاز</span> <span dir="rtl">است</span></span>.</span></p>
<p><span dir="rtl" lang="AR-SA">بحثهای نهج البلاغه در این زمینه مختلف و متنوع است، قسمتی از آنها از</span><span lang="AR-SA"> <span dir="rtl">نوع مطالعه در مخلوقات و آثار صنع وحکمت الهی است، در این قسمت گاهی نظام کلی آسمان</span> <span dir="rtl">و زمین را مطرح می کند. گاه موجود معینی را، مثلا &#8220;خفاش &#8221; یا &#8221; طاووس &#8221; یا &#8221; مورچه</span></span> &#8221; <span dir="rtl" lang="AR-SA">را، مورد مطالعه قرار می دهد و آثار آفرینش یعنی دخالت تدبیر و توجه به هدف را در</span><span lang="AR-SA"> <span dir="rtl">خلقت این موجودات ارائه می دهد</span></span></p>
<br />نوشته شده در ماوراء الطبيعة  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/supernovaa.wordpress.com/31/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/supernovaa.wordpress.com/31/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/supernovaa.wordpress.com/31/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/supernovaa.wordpress.com/31/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/supernovaa.wordpress.com/31/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/supernovaa.wordpress.com/31/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/supernovaa.wordpress.com/31/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/supernovaa.wordpress.com/31/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/supernovaa.wordpress.com/31/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/supernovaa.wordpress.com/31/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/supernovaa.wordpress.com/31/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/supernovaa.wordpress.com/31/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/supernovaa.wordpress.com/31/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/supernovaa.wordpress.com/31/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=supernovaa.wordpress.com&amp;blog=5872197&amp;post=31&amp;subd=supernovaa&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://supernovaa.wordpress.com/2008/12/16/%d8%a7%d9%84%d9%87%db%8c%d8%a7%d8%aa-%d9%88-%d9%85%d8%a7%d9%88%d8%b1%d8%a7%d8%a1-%d8%a7%d9%84%d8%b7%d8%a8%db%8c%d8%b9%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/53231f666d6b644e99af4c356fd47a61?s=96&#38;d=identicon" medium="image">
			<media:title type="html">supernovaa</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>روح</title>
		<link>http://supernovaa.wordpress.com/2008/12/16/%d8%b1%d9%88%d8%ad/</link>
		<comments>http://supernovaa.wordpress.com/2008/12/16/%d8%b1%d9%88%d8%ad/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 16 Dec 2008 22:43:44 +0000</pubDate>
		<dc:creator>mohsen bahadori</dc:creator>
				<category><![CDATA[روح و جن]]></category>
		<category><![CDATA[پیامبران]]></category>
		<category><![CDATA[تعفّن]]></category>
		<category><![CDATA[جبرئیل]]></category>
		<category><![CDATA[حیوان]]></category>
		<category><![CDATA[حیات]]></category>
		<category><![CDATA[خدا]]></category>
		<category><![CDATA[روح]]></category>
		<category><![CDATA[شعر]]></category>
		<category><![CDATA[طبیعت]]></category>
		<category><![CDATA[عجیب]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://supernovaa.wordpress.com/?p=26</guid>
		<description><![CDATA[روح، موجودی مجرد است و جسم و قابل قسمت نیست و حیات و فعالیت اعضای بدن، به او متكی است. واژه روح در قرآن در سوره‏ها و آیات متعددی تكرار شده است و متبادر از آن، همان موجودی است كه مبدأ حیات و زندگی است و آن را منحصر به انسان و یا انسان و [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=supernovaa.wordpress.com&amp;blog=5872197&amp;post=26&amp;subd=supernovaa&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:150%;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;line-height:150%;font-family:&quot;" lang="AR-SA">روح، موجودی مجرد است و جسم و قابل قسمت نیست و حیات و فعالیت اعضای بدن، به او متكی است. واژه روح در قرآن در سوره‏ها و آیات متعددی تكرار شده است و متبادر از آن، همان موجودی است كه مبدأ حیات و زندگی است و آن را منحصر به انسان و یا انسان و حیوان ننموده است، بلكه آن را در غیر انسان و حیوان نیز اثبات نموده است مثل آیه مباركه: &#8220;&#8230;فَاتَّخَذَتْ مِنْ دُونِهِمْ حِجابا فَأَرْسَلْنا اِلَیها رُوحَنا&#8221;1. &#8220;..مریم میان خود و آنان حجابی افكند و در این هنگام، ما روح خود را به سوی او فرستادیم&#8221;.<br />
و آیه مباركه: &#8220;وَ كَذلِكَ أَوْحَینا اِلَیكَ رُوحا مِنْ أَمْرِنا&#8221;2. &#8220;همان‏گونه(كه بر پیامبران پیشین، وحی فرستادیم) بر تو نیز روحی را به فرمان خود وحی كردیم&#8221;. و آیات دیگر. پس برای روح، مصداقی در انسان هست و مصداق‏های دیگری نیز در برخی موجودات دیگر. این دو آیه و آیات دیگر به صراحت دلالت بر وجود روح در انسان و برخی موجودات دیگر غیر از انسان به معانی مختلف وجود دارد از جمله آیاتی كه به صراحت دلالت بر این دارد كه مراد از روح، تنها روح انسانی است، آیه مباركه زیر است: </span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:150%;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;line-height:150%;font-family:&quot;" lang="AR-SA"><span id="more-26"></span><br />
&#8220;یسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّی&#8221;3. &#8220;از تو (ای پیامبر) راجع به روح می‏پرسند، بگو روح از كار خدا است و به شما جز اندكی از علم داده نشده است&#8221;. در این آیه گرچه روح، مطلق آورده شده و لكن از قرائن موجود در آیه، استفاده می‏شود كه مراد از روح مورد سؤال، روح انسانی است كه به امر خدا انجام گردیده است. بنابر عقیده بیشتر مفسّران در آیه بالا روح به معنای روان و عامل حیات به‏كار رفته است4. مفسّر بزرگ اهل سنت &#8220;شیخ ابوالفتوح رازی&#8221; در تفسیر &#8220;روح‏الجنان&#8221;5. در ضمن بیان اقوالمختلف در مورد مفهوم و معنای روح می‏گوید: &#8220;آنچه در این آیه مورد سؤال قرار گرفته، روح آدمی است كه قوام حیات به آن است و آدمی به آن زنده و با فقدان آن انسان زنده نمی‏ماند&#8221;. </span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:150%;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;line-height:150%;font-family:&quot;" lang="AR-SA">مرحوم شعرانی در حاشیه تفسیر رازی چنین بیان می‏كند: &#8220;تفسیر روح با این مفهوم درست‏تر به نظر می‏آید كه سؤال از وجود روح و حقیقت آن از دیرباز میان ملل جهان متداول بود، خاصّه یهود و مخصوصا آن جماعت از یهودیان كه با فلاسفه آمیخته و از عقاید و اختلافشان درباره روح، اطلاع یافته بودند، تعجّب بشر درباره روح از آن است كه می‏بیند قدرتی است بر خلاف طبیعت و گوئی بر ضدّ آن در نبرد است و گوشت و پوست و استخوان را چون به خود رها كنند زود پوسیده و متعفّن و پراكنده می‏گردد و روح، او را سالها از فرسودگی و تعفّن، نگاه می‏دارد و به حركت و سخن می‏آورد و تعقّل و ادراك می‏كند و اینها هیچ‏یك، كار جسم نیست، جسم، سنگین است و سوی پائین میل دارد و روح بر می‏جهد و جسم را می‏جهاند. </span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:150%;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;line-height:150%;font-family:&quot;" lang="AR-SA">&#8220;حال پس خود روح از چه مبدأ و منشأ است؟ خداوند جواب داد كه مبدأ آن از فرمان خدا است و مانند نور خورشید بر ابدان تابیده و اگر فرمان الهی نبود و از ورای عالم طبیعت، دستوری نرسیده و فروغی نتافته بود، همه چیز جامد بود و صامت&#8221;. </span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:150%;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;line-height:150%;font-family:&quot;" lang="AR-SA">تفسیر آیه &#8220;وَ ما اُوتِیتُمْ مِنَ العِلْمِ اِلاّقَلِیلاً&#8221;. &#8220;شما آدمیان جز اندكی كه از علم، نصیب ندارند&#8221;. این است كه روح از دیدگاه قرآن، موقعیتی در عالمِ وجود دارد و آثار و خواصی در این عالم، بروز می‏دهد كه بسیار بدیع و عجیب است و شما از آن بی‏خبرید! </span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:150%;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;line-height:150%;font-family:&quot;" lang="AR-SA">مرحوم &#8220;بحرانی&#8221; مؤلف تفسیر &#8220;برهان&#8221; در تفسیر آیه فوق از حضرت امام باقر علیه‏السلام نقل می‏كند كه فرمود: &#8220;معنای آیه، این است كه جز تعداد كمی از بشر؛ از روح، آگاهی ندارند&#8221;. </span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:150%;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;line-height:150%;font-family:&quot;" lang="AR-SA">استاد معظّم علامه فقید، سید محمد حسین طباطبائی قدس‏سره در تفسیر &#8220;المیزان&#8221;6 می‏نویسد: &#8220;كلمه روح به طوری كه در لغت معرفی شده، به معنای مبدأ حیات است كه جاندار به وسیله آن قادر بر احساس و حركت ارادی می‏شود ولی مراد از روح در این آیات همان روح و نفس به نام &#8220;نفس ناطقه&#8221; می‏باشد كه در كالبد همه افراد انسانهای موجود، وجود دارد. و وجود آن از ناحیه خدا و وابسته به او است&#8221;. چنانكه در آیه دیگر می‏فرماید: &#8220;..اِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَیئا أَنْ یقُولَ لَهُ كُنْ فَیكُونُ&#8221;7. &#8220;فرمان او چنین است كه هرگاه چیزی را اراده كند، تنها به آن می‏گوید: موجود باش! آن نیز بی‏درنگ موجود می‏شود&#8221;. از این آیه معلوم می‏شود كه:<br />
1. امر خدا یعنی ایجاد هستی و وجودی است كه از ناحیه خداوند به روح متعلّق شده و این موجود، وابسته به خداست و به امر او پیدا شده نه علل و اسباب دیگری.<br />
2. موجودی به نام روح، وجود دارد و به همین مناسبت حضرت مسیح علیه‏السلام به عنوان كلمه خدا و روح او شمرده شده، آنجا كه می‏فرماید: &#8220;إِنَّما المَسِیحُ عِیسی بْنُ مَرْیمَ رَسُولُ اللّهِ وَ كَلِمَةٌ أَلْقاها إِلی مَرْیمَ وَ رُوحٌ مِنْهُ&#8221;8. &#8220;مسیح، عیسی بن مریم، فقط پیامبر خدا و كلمه اوست كه آن را به مریم القاء كرده است و روحی از جانب او است&#8221;.<br />
خداوند در برخی از آیات روح و جان موجود در انسان‏ها را متعلّق به خود دانسته یعنی تنها از ناحیه او به انسان، عطاء شده است چنانكه در مورد خلقت حضرت آدم علیه‏السلام می‏فرماید: &#8220;فَإِذا سَوَّیتُهُ وَ نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی&#8221;9. &#8220;هنگامی كه كار انسان را به پایان رساندم و در او از روح خود (یعنی یك روح شایسته و بزرگ) دمیدم&#8221;. و در آیه مباركه دیگر چنین وارد شده است: &#8220;ثُمَّ سَوّاهُ وَ نَفَخَ فِیهِ مِنْ رُوحِهِ&#8221;10 &#8220;سپس اندام انسان را موزون ساخت و از روح خویش در وی دمید&#8221;. </span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:150%;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;line-height:150%;font-family:&quot;" lang="AR-SA">در این دو آیه روح، متعلّق به انسان ذكر شده و با كلمه &#8220;مِن&#8221; آورده شده یعنی مبدأ پیدایش او از ناحیه خداست. و نام این ایجاد را &#8220;نفخ&#8221; یعنی دمیدن نهاده است11 هم‏چنانكه این كلمه در سایر آیات وارده در این باب نشان دهنده همین واقعیت است: &#8220;یلْقِی الرُّوحَ مِنْ أَمْرِهِ عَلی مَنْ یشاءُ&#8221;12. &#8220;وحی را به هر یك از بندگان خویش كه بخواهد القاء می‏نماید&#8221;. و آیه &#8220;ینَزِّلُ المَلائِكَةُ بِالرُّوحِ مِنْ أَمْرِهِ عَلی مَنْ یشاءُ مِنْ عِبادِهِ&#8221;13. &#8220;فرشتگان را با وحی به هر یك از بندگان خویش كه بخواهد می‏فرستد تا دلهای مرده را به وسیله آن زنده نماید&#8221;.<br />
و آیه &#8220;تَنَزَّلُ المَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ فِیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ&#8221;14. &#8220;فرود آیند فرشتگان و روح(مراد جبرئیل است) در آن شب به اذن خدا با هر كاری كه تقدیر خدا در امور مختلف است&#8221;. چنانكه خوانندگان ملاحظه می‏كنند، كلمه &#8220;من&#8221; در همه این آیات می‏فهماند كه روح از جنس و سنخ امر است و آنگاه امر را بیان می‏كند و می‏فرماید:<br />
&#8220;إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَیئا أَنْ یقُولَ لَهُ كُنْ فَیكُونُ&#8221;15. &#8220;فَسُبْحانَ الَّذِی بِیدِهِ مَلَكُوتُ كُلّ شَی‏ءٍ&#8221;، &#8220;جز این نیست كه هرگاه خداوند اراده كند چیزی را، امر كند به او و بگوید باش، پس به وجود می‏آید&#8221;. </span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:150%;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;color:maroon;line-height:150%;font-family:&quot;" lang="AR-SA">عالم خلق و عالم امر </span><span style="font-size:10pt;line-height:150%;font-family:&quot;" lang="AR-SA"><br />
به طور كلی در مطالعه آیات قرآنی در جهان آفرینش دو پدیده، جلب توجه می‏نماید: یكی پدیده &#8220;خلق&#8221; كه در مسیر سلسله علل و اسباب، قرار داشته و بر زمان و مكان، منطبق می‏گردد و مسیر تكامل را تدریجا می‏پیماید. دیگری پدیده &#8220;امر&#8221; كه نشان دهنده ارتباط موجودات با خداوند می‏باشد، در این پدیده، تدریج وجود ندارد و تنها با اراده خداوند به‏طور آنی، موجود می‏گردد و اسباب و وسائل مادّی در آن راه ندارد و در حقیقت پدیده و عالم امر كه روح از آن عالم است، عالم موجودات غیر مادی است16. </span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:150%;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;line-height:150%;font-family:&quot;" lang="AR-SA">مرحوم علامه طباطبائی قدس‏سره در معنای امر در ذیل آیاتی كه از تفسیر &#8220;المیزان&#8221; نقل كردیم، می‏گوید: امر هر چیز عبارت است از ملكوت آن چیز و برای هر موجودی، ملكوتی و امری است كه در آیات 185 و آیه 75 سوره انعام و آیه 4 سوره قدر به آن اشاره شده است. مطابق آیات قرآن هر دو پدیده یعنی پدیده مادی و قابل لمس یعنی &#8220;عالم خلق&#8221; و پدیده‏های امری و مجرد غیر مادی یعنی &#8220;امر و خلق&#8221; هر دو از جانب خداوند می‏باشد چنانكه در سوره اعراف آیه 54 می‏فرماید: &#8220;اَلا لَهُ الخَلْقُ وَ الأَمْرُ&#8221;. &#8220;آگاه باشید كه آفرینش و تدبیر جهان از آنِ اوست یعنی به فرمان او است&#8221;. </span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:150%;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;line-height:150%;font-family:&quot;" lang="AR-SA">خداوند این معنی را در آیات دیگر از جمله آیه 59 سوره آل عمران، نیز متذكّر می‏گردد به این صورت كه ابتدا خلقت آدم را ذكر و ارتباط آن را با خاك كه یكی از اسباب آن است، بیان، سپس وجود آن را بدون ارتباط به چیزی با تعبیر &#8220;كُنْ&#8221; یعنی &#8220;باش&#8221; خاطرنشان می‏سازد پس كیفیت خلقت آدم به صورت تدریج، انجام پذیرفته ولی نفخ روح به صورت غیر تدریجی و یا پدیده امر به وجود آمده پس روح انسان به امر خداوند موجود گشته است و نظیر این آیه را خوانندگان می‏توانند در آیات 12 تا 14 سوره &#8220;مؤمنون&#8221; مطالعه نمایند. </span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:150%;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;line-height:150%;font-family:&quot;" lang="AR-SA">چنانكه در آیه 59 سوره آل عمران ملاحظه می‏گردد، قرآن پیدایش پدیده روح را به عنوان كیفیتی متفاوت با مراحل قبلی، معرفی كرده است یعنی جنین در ماه‏های اول دوره جنینی، دارای حیات و در حال رشد و نموّ می‏باشد و موقعی كه رشد به حدّی رسید كه ساختمان قلب، كامل گردید و شروع به طپش نمود و اعضای بدن كامل شد، حیات نباتی جنین تبدیل به حیات عالی‏تری گردیده، پدیده دیگری به نام روح و نفس، به وجود می‏آید و از آن تعبیر به كیفیت امری شده است. در روایت وارد از امام سجاد علیه‏السلام در تفسیر نورالثقلین17 به این حقیقت اشاره شده كه حیات ابتدائی كه بیشتر، جنبه نباتی دارد به كیفیت بالاتری كه برای تعقّل و زندگی مستقل آماده گردیده، تبدیل می‏گردد18. </span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:150%;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;line-height:150%;font-family:&quot;" lang="AR-SA">پس؛ از آیات فوق استفاده می‏شود كه روح موجودی محقق و مجرّد از ناحیه پروردگار بوده، جسم نیست زیرا به تعبیر مؤلّف كتاب &#8220;رسالة‏النفسیة&#8221;19 &#8220;جسم قسمت‏پذیر بوده و روح، قسمت‏پذیر نیست، و روح عَرَض هم نیست زیرا كه عَرَض را به خود، قیام نبود و جان، اصل آدمی است و همه اعضاء، تبع وی است، عَرَض چگونه بود&#8230;؟&#8221;<br />
جالب این است كه مؤلّف كتاب &#8220;رسالة‏النفسیة&#8221;، &#8220;فضل الله بن حامد حسینی&#8221; متوفّای 921هـ.ق. بعد از ذكر مطالب یاد شده، دو بیت شعر فارسی نیز در زمینه مورد بحث چنین سروده است: </span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:150%;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;line-height:150%;font-family:&quot;" lang="AR-SA">سرّی است كه جز نهفتنش نیست روان *** دُرّی است نفیس و سفتنش نیست روا<br />
رازی كه میان جانِ جانان منست *** دانسته نیست و گفتنش نیست روا </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:justify;margin:0 0 10pt;"><span style="font-size:10pt;line-height:115%;font-family:&quot;"> </span></p>
<br />نوشته شده در روح و جن  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/supernovaa.wordpress.com/26/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/supernovaa.wordpress.com/26/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/supernovaa.wordpress.com/26/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/supernovaa.wordpress.com/26/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/supernovaa.wordpress.com/26/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/supernovaa.wordpress.com/26/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/supernovaa.wordpress.com/26/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/supernovaa.wordpress.com/26/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/supernovaa.wordpress.com/26/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/supernovaa.wordpress.com/26/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/supernovaa.wordpress.com/26/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/supernovaa.wordpress.com/26/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/supernovaa.wordpress.com/26/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/supernovaa.wordpress.com/26/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=supernovaa.wordpress.com&amp;blog=5872197&amp;post=26&amp;subd=supernovaa&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://supernovaa.wordpress.com/2008/12/16/%d8%b1%d9%88%d8%ad/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/53231f666d6b644e99af4c356fd47a61?s=96&#38;d=identicon" medium="image">
			<media:title type="html">supernovaa</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>جن</title>
		<link>http://supernovaa.wordpress.com/2008/12/16/%d8%ac%d9%86/</link>
		<comments>http://supernovaa.wordpress.com/2008/12/16/%d8%ac%d9%86/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 16 Dec 2008 22:39:44 +0000</pubDate>
		<dc:creator>mohsen bahadori</dc:creator>
				<category><![CDATA[روح و جن]]></category>
		<category><![CDATA[قرآن]]></category>
		<category><![CDATA[جن]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://supernovaa.wordpress.com/?p=24</guid>
		<description><![CDATA[« جن » موجودی است ناپیدا که مشخصات زیادی برای آن در قرآن ذکر شده است، از جمله: 1- جن از شعله آتش آفریده شده؛ بر خلاف انسان که از خاک آفریده شده است. (سوره الرحمن، آیه 15) 2- جنیان دارای علم و ادراک و تشخیص حق از باطل و قدرت منطق و استدلال است. [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=supernovaa.wordpress.com&amp;blog=5872197&amp;post=24&amp;subd=supernovaa&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNormal" style="margin:0 0 10pt;"><span style="font-size:10pt;color:black;line-height:115%;font-family:&quot;">« <span dir="rtl" lang="AR-SA">جن » موجودی است ناپیدا که مشخصات زیادی برای آن در</span><span lang="AR-SA"> </span><a title="قرآن" href="http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86"><span style="color:#0044bb;" dir="rtl" lang="AR-SA">قرآن</span></a> <span dir="rtl" lang="AR-SA">ذکر</span><span lang="AR-SA"> <span dir="rtl">شده است، از جمله</span></span>:</p>
<p>1- <span dir="rtl" lang="AR-SA">جن از شعله آتش آفریده شده؛ بر خلاف انسان که از خاک</span><span lang="AR-SA"> <span dir="rtl">آفریده شده است. (سوره الرحمن، آیه 15</span></span>)<br />
2- <span dir="rtl" lang="AR-SA">جنیان دارای علم و ادراک و تشخیص حق</span><span lang="AR-SA"> <span dir="rtl">از باطل و قدرت منطق و استدلال است. آیات مختلفی از سوره جن بر این مطلب دلالت می</span> <span dir="rtl">کند</span></span>.<br />
3- <span dir="rtl" lang="AR-SA">دارای تکلیف و مسئولیت هستند. آیات سوره جن و آیاتی از سوره الرحمن</span><span lang="AR-SA"> <span dir="rtl">دلالت بر این دارند</span></span>.<br />
4- <span dir="rtl" lang="AR-SA">گروهی از آنان مؤمن صالح و گروهی کافر هستند</span>. (<strong><span dir="rtl" lang="AR-SA">و</span><span lang="AR-SA"> <span dir="rtl">انّا منا الصالحون و منّا دون ذلک</span></span></strong> ) (<span dir="rtl" lang="AR-SA">سوره جن، آیه 11</span> )<br />
5- <span dir="rtl" lang="AR-SA">آنان نیز چون</span><span lang="AR-SA"> <span dir="rtl">آدمیان دارای حشر و نشر و معادند</span></span>. (<strong><span dir="rtl" lang="AR-SA">و امّا القاسطون نکانوا لجهنم حطباً</span></strong>) (<span dir="rtl" lang="AR-SA">سوره جن، آیه 15</span> )<br />
6- <span dir="rtl" lang="AR-SA">آنان قدرت نفوذ در آسمان ها و خبرگیری و استراق سمع</span><span lang="AR-SA"> <span dir="rtl">داشته‌اند ولی بعداً ممنوع شدند. (جن، آیه 9</span></span> )<br />
7- <span dir="rtl" lang="AR-SA">در میان آنها جن‌هایی یافت</span><span lang="AR-SA"> <span dir="rtl">می‌شوند که از قدرت زیادی برخوردارند، همان گونه که در میان انسان ها نیز چنین است</span></span>. (<span dir="rtl" lang="AR-SA">سوره نمل،‌ آیه 39</span> )<br />
8- <span dir="rtl" lang="AR-SA">آنها قدرت انجام بعضی از کارهای انسان را دارند. (سوره</span><span lang="AR-SA"> <span dir="rtl">سباء،‌آیه 12 و 13</span></span> )<br />
9- <span dir="rtl" lang="AR-SA">خلقت آنها بر روی زمین قبل از خلقت انسان‌ها بوده</span>. (<span dir="rtl" lang="AR-SA">سوره هجر، آیه 27</span> )</span><span style="font-size:10pt;line-height:115%;font-family:&quot;"></span></p>
<br />نوشته شده در روح و جن  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/supernovaa.wordpress.com/24/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/supernovaa.wordpress.com/24/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/supernovaa.wordpress.com/24/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/supernovaa.wordpress.com/24/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/supernovaa.wordpress.com/24/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/supernovaa.wordpress.com/24/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/supernovaa.wordpress.com/24/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/supernovaa.wordpress.com/24/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/supernovaa.wordpress.com/24/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/supernovaa.wordpress.com/24/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/supernovaa.wordpress.com/24/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/supernovaa.wordpress.com/24/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/supernovaa.wordpress.com/24/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/supernovaa.wordpress.com/24/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=supernovaa.wordpress.com&amp;blog=5872197&amp;post=24&amp;subd=supernovaa&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://supernovaa.wordpress.com/2008/12/16/%d8%ac%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/53231f666d6b644e99af4c356fd47a61?s=96&#38;d=identicon" medium="image">
			<media:title type="html">supernovaa</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>ریشه لغوی متافیزیک</title>
		<link>http://supernovaa.wordpress.com/2008/12/16/%d8%b1%db%8c%d8%b4%d9%87-%d9%84%d8%ba%d9%88%db%8c-%d9%85%d8%aa%d8%a7%d9%81%db%8c%d8%b2%db%8c%da%a9/</link>
		<comments>http://supernovaa.wordpress.com/2008/12/16/%d8%b1%db%8c%d8%b4%d9%87-%d9%84%d8%ba%d9%88%db%8c-%d9%85%d8%aa%d8%a7%d9%81%db%8c%d8%b2%db%8c%da%a9/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 16 Dec 2008 22:35:21 +0000</pubDate>
		<dc:creator>mohsen bahadori</dc:creator>
				<category><![CDATA[متافیزیک]]></category>
		<category><![CDATA[مابعد]]></category>
		<category><![CDATA[یونان]]></category>
		<category><![CDATA[زبان فارسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://supernovaa.wordpress.com/?p=22</guid>
		<description><![CDATA[« فیزیک » در اصل لغتی یونانی به معنی « طبیعت » است و « متا » نیز به معنی « فراتر » و « مابعد » است. لذا متافیزیک را در زبان فارسی به فراماده ، فوق‌العاده ، مابعد طبیعت و &#8230; آورده‌اند نوشته شده در متافیزیک<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=supernovaa.wordpress.com&amp;blog=5872197&amp;post=22&amp;subd=supernovaa&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><span style="font-size:10pt;color:black;line-height:115%;font-family:&quot;">« <span dir="rtl" lang="AR-SA">فیزیک</span> » <span dir="rtl" lang="AR-SA">در اصل لغتی یونانی به معنی</span> « <span dir="rtl" lang="AR-SA">طبیعت</span> » <span dir="rtl" lang="AR-SA">است و</span> « <span dir="rtl" lang="AR-SA">متا</span> » <span dir="rtl" lang="AR-SA">نیز به معنی</span> « <span dir="rtl" lang="AR-SA">فراتر</span> » <span dir="rtl" lang="AR-SA">و</span> « <span dir="rtl" lang="AR-SA">مابعد</span> » <span dir="rtl" lang="AR-SA">است. لذا</span><span lang="AR-SA"> <span dir="rtl">متافیزیک را در زبان فارسی به</span> <span dir="rtl">فراماده ، فوق‌العاده ، مابعد طبیعت</span> <span dir="rtl">و</span></span> &#8230; <span dir="rtl" lang="AR-SA">آورده‌اند</span></span></p>
<br />نوشته شده در متافیزیک  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/supernovaa.wordpress.com/22/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/supernovaa.wordpress.com/22/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/supernovaa.wordpress.com/22/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/supernovaa.wordpress.com/22/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/supernovaa.wordpress.com/22/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/supernovaa.wordpress.com/22/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/supernovaa.wordpress.com/22/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/supernovaa.wordpress.com/22/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/supernovaa.wordpress.com/22/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/supernovaa.wordpress.com/22/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/supernovaa.wordpress.com/22/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/supernovaa.wordpress.com/22/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/supernovaa.wordpress.com/22/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/supernovaa.wordpress.com/22/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=supernovaa.wordpress.com&amp;blog=5872197&amp;post=22&amp;subd=supernovaa&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://supernovaa.wordpress.com/2008/12/16/%d8%b1%db%8c%d8%b4%d9%87-%d9%84%d8%ba%d9%88%db%8c-%d9%85%d8%aa%d8%a7%d9%81%db%8c%d8%b2%db%8c%da%a9/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/53231f666d6b644e99af4c356fd47a61?s=96&#38;d=identicon" medium="image">
			<media:title type="html">supernovaa</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>رابطه فیزیک و متافیزیک</title>
		<link>http://supernovaa.wordpress.com/2008/12/16/%d8%b1%d8%a7%d8%a8%d8%b7%d9%87-%d9%81%db%8c%d8%b2%db%8c%da%a9-%d9%88-%d9%85%d8%aa%d8%a7%d9%81%db%8c%d8%b2%db%8c%da%a9/</link>
		<comments>http://supernovaa.wordpress.com/2008/12/16/%d8%b1%d8%a7%d8%a8%d8%b7%d9%87-%d9%81%db%8c%d8%b2%db%8c%da%a9-%d9%88-%d9%85%d8%aa%d8%a7%d9%81%db%8c%d8%b2%db%8c%da%a9/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 16 Dec 2008 22:32:46 +0000</pubDate>
		<dc:creator>mohsen bahadori</dc:creator>
				<category><![CDATA[متافیزیک]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://supernovaa.wordpress.com/?p=20</guid>
		<description><![CDATA[از آنچه به صورت مقدمه ارائه شد، می‌توان نتیجه گرفت که آنچه از نظر فیزیک غیرقابل توجیه باشد، مربوط به متافیزیک است. فیزیک و متافیزیک دو مجموعه مجزا هستند که هیچ وجه مشترکی ندارند. فیزیک محدود به فضا و زمان است، در صورتی که متافیزیک فراتر از فضا و زمان است. اگر علم متافیزیک در [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=supernovaa.wordpress.com&amp;blog=5872197&amp;post=20&amp;subd=supernovaa&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;"><span><span style="font-size:10pt;color:black;line-height:115%;font-family:&quot;" dir="rtl" lang="AR-SA">از آنچه به صورت مقدمه ارائه شد، می‌توان نتیجه</span><span style="font-size:10pt;color:black;line-height:115%;font-family:&quot;" lang="AR-SA"> <span dir="rtl">گرفت که آنچه از نظر فیزیک غیرقابل توجیه باشد، مربوط به متافیزیک است. فیزیک و</span> <span dir="rtl">متافیزیک دو مجموعه مجزا هستند که هیچ وجه مشترکی ندارند. فیزیک محدود به فضا و</span> <span dir="rtl">زمان است، در صورتی که متافیزیک فراتر از فضا و زمان است. اگر علم متافیزیک در عالم</span> <span dir="rtl">ماده و منطق ما قابل اثبات نباشد و قابلیت درک و فهم برای همه را نداشته باشد، دلیل</span> <span dir="rtl">بر نادرستی آن نیست. همچنین یک سری ذهنیت‌های خیالی در رابطه با آن که مربوط به</span> <span dir="rtl">عالم ماورای جهان می‌شود، ربطی به متافیزیک ندارد</span></span><span style="font-size:10pt;color:black;line-height:115%;font-family:&quot;">. </span></span></p>
<br />نوشته شده در متافیزیک  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/supernovaa.wordpress.com/20/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/supernovaa.wordpress.com/20/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/supernovaa.wordpress.com/20/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/supernovaa.wordpress.com/20/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/supernovaa.wordpress.com/20/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/supernovaa.wordpress.com/20/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/supernovaa.wordpress.com/20/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/supernovaa.wordpress.com/20/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/supernovaa.wordpress.com/20/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/supernovaa.wordpress.com/20/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/supernovaa.wordpress.com/20/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/supernovaa.wordpress.com/20/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/supernovaa.wordpress.com/20/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/supernovaa.wordpress.com/20/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=supernovaa.wordpress.com&amp;blog=5872197&amp;post=20&amp;subd=supernovaa&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://supernovaa.wordpress.com/2008/12/16/%d8%b1%d8%a7%d8%a8%d8%b7%d9%87-%d9%81%db%8c%d8%b2%db%8c%da%a9-%d9%88-%d9%85%d8%aa%d8%a7%d9%81%db%8c%d8%b2%db%8c%da%a9/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/53231f666d6b644e99af4c356fd47a61?s=96&#38;d=identicon" medium="image">
			<media:title type="html">supernovaa</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>آیا ندیدن دلیل بر نبودن است؟</title>
		<link>http://supernovaa.wordpress.com/2008/12/16/%d8%a2%db%8c%d8%a7-%d9%86%d8%af%db%8c%d8%af%d9%86-%d8%af%d9%84%db%8c%d9%84-%d8%a8%d8%b1-%d9%86%d8%a8%d9%88%d8%af%d9%86-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%9f/</link>
		<comments>http://supernovaa.wordpress.com/2008/12/16/%d8%a2%db%8c%d8%a7-%d9%86%d8%af%db%8c%d8%af%d9%86-%d8%af%d9%84%db%8c%d9%84-%d8%a8%d8%b1-%d9%86%d8%a8%d9%88%d8%af%d9%86-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%9f/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 16 Dec 2008 22:29:57 +0000</pubDate>
		<dc:creator>mohsen bahadori</dc:creator>
				<category><![CDATA[متافیزیک]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://supernovaa.wordpress.com/?p=18</guid>
		<description><![CDATA[همانطوری که یک عالم مادی وجود دارد که اسب علم و دانش تجربی بشر در آن به تاخت و تاز می‌پردازد و هر روز پرده از اسرار آن برداشته می‌شود، یک عالم غیرمادی نیز احتمالا وجود دارد و می‌توان گفت که اگر قادر به درک آن نباشیم، نمی‌توانیم ندانستن خود را دلیل بر فقدان آن [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=supernovaa.wordpress.com&amp;blog=5872197&amp;post=18&amp;subd=supernovaa&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNormal" style="background:white;direction:rtl;line-height:normal;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0;" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;color:black;font-family:&quot;" lang="AR-SA">همانطوری که یک</span><span style="font-size:10pt;color:black;font-family:&quot;" dir="ltr" lang="AR-SA"> </span><span style="text-decoration:underline;"><span style="font-size:10pt;color:black;font-family:&quot;" lang="AR-SA">عالم مادی</span></span><span style="font-size:10pt;color:black;font-family:&quot;" dir="ltr" lang="AR-SA"> </span><span style="font-size:10pt;color:black;font-family:&quot;" lang="AR-SA">وجود دارد که اسب علم و دانش</span><span style="font-size:10pt;color:black;font-family:&quot;" dir="ltr" lang="AR-SA"> </span><span style="font-size:10pt;color:black;font-family:&quot;" lang="AR-SA">تجربی بشر در آن به تاخت و تاز می‌پردازد و هر روز پرده از اسرار آن برداشته</span><span style="font-size:10pt;color:black;font-family:&quot;" dir="ltr" lang="AR-SA"> </span><span style="font-size:10pt;color:black;font-family:&quot;" lang="AR-SA">می‌شود، یک</span><span style="font-size:10pt;color:black;font-family:&quot;" dir="ltr" lang="AR-SA"> </span><span style="text-decoration:underline;"><span style="font-size:10pt;color:black;font-family:&quot;" lang="AR-SA">عالم غیرمادی</span></span><span style="font-size:10pt;color:black;font-family:&quot;" dir="ltr" lang="AR-SA"> </span><span style="font-size:10pt;color:black;font-family:&quot;" lang="AR-SA">نیز احتمالا وجود دارد و</span><span style="font-size:10pt;color:black;font-family:&quot;" dir="ltr" lang="AR-SA"> </span><span style="font-size:10pt;color:black;font-family:&quot;" lang="AR-SA">می‌توان گفت که اگر قادر به درک آن نباشیم، نمی‌توانیم ندانستن خود را دلیل بر</span><span style="font-size:10pt;color:black;font-family:&quot;" dir="ltr" lang="AR-SA"> </span><span style="font-size:10pt;color:black;font-family:&quot;" lang="AR-SA">فقدان آن بدانیم. به عنوان مثال ، می‌توان گفت که وجود حضرت احدیت را نمی‌توان با</span><span style="font-size:10pt;color:black;font-family:&quot;" dir="ltr" lang="AR-SA"> </span><span style="font-size:10pt;color:black;font-family:&quot;" lang="AR-SA">چشم مادی مشاهده نمود، ولی این امر دلیلی بر رد وجود او نیست</span><span style="font-size:10pt;color:black;font-family:&quot;" dir="ltr">.</p>
<p></span><span style="font-size:10pt;color:black;font-family:&quot;" lang="AR-SA">البته لازم به</span><span style="font-size:10pt;color:black;font-family:&quot;" dir="ltr" lang="AR-SA"> </span><span style="font-size:10pt;color:black;font-family:&quot;" lang="AR-SA">ذکر است که این مقایسه بسیار نادرست است. چون وجود مقدس خداوند ، هرچند به چشم ظاهر</span><span style="font-size:10pt;color:black;font-family:&quot;" dir="ltr" lang="AR-SA"> </span><span style="font-size:10pt;color:black;font-family:&quot;" lang="AR-SA">قابل روئیت نیست، اما با چشم دل همواره قابل دیدن است و اگر انسان اندک بهره‌ای از</span><span style="font-size:10pt;color:black;font-family:&quot;" dir="ltr" lang="AR-SA"> </span><span style="font-size:10pt;color:black;font-family:&quot;" lang="AR-SA">عقل و دانش داشته باشد، به راحتی می‌تواند وجود خداوند را با پوست و گوشت خود احساس</span><span style="font-size:10pt;color:black;font-family:&quot;" dir="ltr" lang="AR-SA"> </span><span style="font-size:10pt;color:black;font-family:&quot;" lang="AR-SA">کند. چون همانگونه که در آیات قرآنی نیز آمده است، به هر طرف که رو کنیم، رو به سوی</span><span style="font-size:10pt;color:black;font-family:&quot;" dir="ltr" lang="AR-SA"> </span><span style="font-size:10pt;color:black;font-family:&quot;" lang="AR-SA">خداوند کرده‌ایم و از آثار خلقت بینهایت زیاد و بی شمار او نیز می‌توان پی به وجود</span><span style="font-size:10pt;color:black;font-family:&quot;" dir="ltr" lang="AR-SA"> </span><span style="font-size:10pt;color:black;font-family:&quot;" lang="AR-SA">او برد</span><span style="font-size:10pt;color:black;font-family:&quot;" dir="ltr">. </span></p>
<br />نوشته شده در متافیزیک  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/supernovaa.wordpress.com/18/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/supernovaa.wordpress.com/18/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/supernovaa.wordpress.com/18/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/supernovaa.wordpress.com/18/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/supernovaa.wordpress.com/18/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/supernovaa.wordpress.com/18/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/supernovaa.wordpress.com/18/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/supernovaa.wordpress.com/18/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/supernovaa.wordpress.com/18/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/supernovaa.wordpress.com/18/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/supernovaa.wordpress.com/18/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/supernovaa.wordpress.com/18/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/supernovaa.wordpress.com/18/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/supernovaa.wordpress.com/18/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=supernovaa.wordpress.com&amp;blog=5872197&amp;post=18&amp;subd=supernovaa&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://supernovaa.wordpress.com/2008/12/16/%d8%a2%db%8c%d8%a7-%d9%86%d8%af%db%8c%d8%af%d9%86-%d8%af%d9%84%db%8c%d9%84-%d8%a8%d8%b1-%d9%86%d8%a8%d9%88%d8%af%d9%86-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%9f/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/53231f666d6b644e99af4c356fd47a61?s=96&#38;d=identicon" medium="image">
			<media:title type="html">supernovaa</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>آیا جهان و هستی همان است که می‌بینیم؟</title>
		<link>http://supernovaa.wordpress.com/2008/12/16/%d8%a2%db%8c%d8%a7-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d9%87%d8%b3%d8%aa%db%8c-%d9%87%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%da%a9%d9%87-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%d8%a8%db%8c%d9%86%db%8c%d9%85%d8%9f/</link>
		<comments>http://supernovaa.wordpress.com/2008/12/16/%d8%a2%db%8c%d8%a7-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d9%87%d8%b3%d8%aa%db%8c-%d9%87%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%da%a9%d9%87-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%d8%a8%db%8c%d9%86%db%8c%d9%85%d8%9f/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 16 Dec 2008 22:27:18 +0000</pubDate>
		<dc:creator>mohsen bahadori</dc:creator>
				<category><![CDATA[متافیزیک]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://supernovaa.wordpress.com/?p=16</guid>
		<description><![CDATA[هستی تنها همین نیست که با چشم سر می‌بینیم و با حواس پنجگانه خود احساس می‌کنیم. البته آنچه را هم که می‌بینیم و حس می‌کنیم در واقع همه حقیقت اشیا نیست. در ورای این عالم محسوس عالم‌هایی وجود دارد که نامرئی و نامحسوس است و می‌توان از آنها تعبیر به جهان غیب نمود. در عمق [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=supernovaa.wordpress.com&amp;blog=5872197&amp;post=16&amp;subd=supernovaa&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><span style="font-size:10pt;color:black;line-height:115%;font-family:&quot;" dir="rtl" lang="AR-SA">هستی تنها همین نیست که با چشم سر</span><span style="font-size:10pt;color:black;line-height:115%;font-family:&quot;" lang="AR-SA"> <span dir="rtl">می‌بینیم و با حواس پنجگانه خود احساس می‌کنیم. البته آنچه را هم که می‌بینیم و حس</span> <span dir="rtl">می‌کنیم در واقع همه حقیقت اشیا نیست. در ورای این عالم محسوس عالم‌هایی وجود دارد</span> <span dir="rtl">که نامرئی و نامحسوس است و می‌توان از آنها تعبیر به</span> <span style="text-decoration:underline;"><span dir="rtl">جهان غیب</span></span> <span dir="rtl">نمود. در عمق جهان متافیزیکی هم</span> <span dir="rtl">حقیقت نابی وجود دارد که فراتر از ماده است. جهان غیب را باید با چشمی دیگر و نگاهی</span> <span dir="rtl">متفاوت دید. به بیان دیگر ، باید با چشم دل و با گوش جان به سراغ جهان غیب</span> <span dir="rtl">رفت</span></span><span style="font-size:10pt;color:black;line-height:115%;font-family:&quot;">.</p>
<p><span dir="rtl" lang="AR-SA">در واقع ، بخشی از</span><span lang="AR-SA"> <span style="text-decoration:underline;"><span dir="rtl">رسالت پیامبران</span></span> <span dir="rtl">و رسولان الهی نیز این بوده</span> <span dir="rtl">است که چشم و گوش بشر را به همین حقایق بگشایند و به این ترتیب به دید انسان وسعت</span> <span dir="rtl">بخشند و به او یاد بدهند که فقط جلوی پای خود را نبیند و در آفاق گسترده سفر کرده و</span> <span dir="rtl">تنها به سطح ظاهری اشیا بسنده نکند و به ژرفنای عالم پی برد</span></span></span></p>
<br />نوشته شده در متافیزیک  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/supernovaa.wordpress.com/16/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/supernovaa.wordpress.com/16/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/supernovaa.wordpress.com/16/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/supernovaa.wordpress.com/16/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/supernovaa.wordpress.com/16/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/supernovaa.wordpress.com/16/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/supernovaa.wordpress.com/16/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/supernovaa.wordpress.com/16/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/supernovaa.wordpress.com/16/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/supernovaa.wordpress.com/16/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/supernovaa.wordpress.com/16/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/supernovaa.wordpress.com/16/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/supernovaa.wordpress.com/16/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/supernovaa.wordpress.com/16/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=supernovaa.wordpress.com&amp;blog=5872197&amp;post=16&amp;subd=supernovaa&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://supernovaa.wordpress.com/2008/12/16/%d8%a2%db%8c%d8%a7-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d9%87%d8%b3%d8%aa%db%8c-%d9%87%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%da%a9%d9%87-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%d8%a8%db%8c%d9%86%db%8c%d9%85%d8%9f/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/53231f666d6b644e99af4c356fd47a61?s=96&#38;d=identicon" medium="image">
			<media:title type="html">supernovaa</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>ارتباط متافیزیک و هیپنوتیزم</title>
		<link>http://supernovaa.wordpress.com/2008/12/16/%d8%a7%d8%b1%d8%aa%d8%a8%d8%a7%d8%b7-%d9%85%d8%aa%d8%a7%d9%81%db%8c%d8%b2%db%8c%da%a9-%d9%88-%d9%87%db%8c%d9%be%d9%86%d9%88%d8%aa%db%8c%d8%b2%d9%85/</link>
		<comments>http://supernovaa.wordpress.com/2008/12/16/%d8%a7%d8%b1%d8%aa%d8%a8%d8%a7%d8%b7-%d9%85%d8%aa%d8%a7%d9%81%db%8c%d8%b2%db%8c%da%a9-%d9%88-%d9%87%db%8c%d9%be%d9%86%d9%88%d8%aa%db%8c%d8%b2%d9%85/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 16 Dec 2008 22:25:05 +0000</pubDate>
		<dc:creator>mohsen bahadori</dc:creator>
				<category><![CDATA[متافیزیک]]></category>
		<category><![CDATA[هیپنوتیزم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://supernovaa.wordpress.com/?p=14</guid>
		<description><![CDATA[واژه « هیپنوتیزم » از یک کلمه یونانی که به معنی « خواب » است، گرفته شده است. در واقع هیپنوتیزم وضعیت یا حالتی است که طی آن فرد می‌تواند ، عکس‌العمل‌های خاصی در پاسخ به تلقینات از خود نشان دهد. امروزه هیپنوتیزم به صورت یک علم پذیرفته شده است و کاربردهای فراوان دارد. از [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=supernovaa.wordpress.com&amp;blog=5872197&amp;post=14&amp;subd=supernovaa&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNormal" style="background:white;direction:rtl;line-height:normal;unicode-bidi:embed;text-align:right;margin:0;" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;color:black;font-family:&quot;" lang="AR-SA">واژه</span><span style="font-size:10pt;color:black;font-family:&quot;" dir="ltr"> « </span><span style="font-size:10pt;color:black;font-family:&quot;" lang="AR-SA">هیپنوتیزم</span><span style="font-size:10pt;color:black;font-family:&quot;" dir="ltr"> » </span><span style="font-size:10pt;color:black;font-family:&quot;" lang="AR-SA">از یک کلمه یونانی که به معنی</span><span style="font-size:10pt;color:black;font-family:&quot;" dir="ltr"> « </span><span style="text-decoration:underline;"><span style="font-size:10pt;color:black;font-family:&quot;" lang="AR-SA">خواب</span></span><span style="font-size:10pt;color:black;font-family:&quot;" dir="ltr"> » </span><span style="font-size:10pt;color:black;font-family:&quot;" lang="AR-SA">است، گرفته شده است. در واقع</span><span style="font-size:10pt;color:black;font-family:&quot;" dir="ltr" lang="AR-SA"> </span><span style="font-size:10pt;color:black;font-family:&quot;" lang="AR-SA">هیپنوتیزم وضعیت یا حالتی است که طی آن فرد می‌تواند ، عکس‌العمل‌های خاصی در پاسخ</span><span style="font-size:10pt;color:black;font-family:&quot;" dir="ltr" lang="AR-SA"> </span><span style="font-size:10pt;color:black;font-family:&quot;" lang="AR-SA">به تلقینات از خود نشان دهد. امروزه هیپنوتیزم به صورت یک علم پذیرفته شده است و</span><span style="font-size:10pt;color:black;font-family:&quot;" dir="ltr" lang="AR-SA"> </span><span style="font-size:10pt;color:black;font-family:&quot;" lang="AR-SA">کاربردهای فراوان دارد. از این جمله می‌توان به تسکین درد بیماران ، ایجاد بی حسی و</span><span style="font-size:10pt;color:black;font-family:&quot;" dir="ltr" lang="AR-SA"> </span><span style="text-decoration:underline;"><span style="font-size:10pt;color:black;font-family:&quot;" lang="AR-SA">بیهوشی</span></span><span style="font-size:10pt;color:black;font-family:&quot;" dir="ltr" lang="AR-SA"> </span><span style="font-size:10pt;color:black;font-family:&quot;" lang="AR-SA">در بیماران ،</span><span style="font-size:10pt;color:black;font-family:&quot;" dir="ltr" lang="AR-SA"> </span><span style="text-decoration:underline;"><span style="font-size:10pt;color:black;font-family:&quot;" lang="AR-SA">تقویت حافظه</span></span><span style="font-size:10pt;color:black;font-family:&quot;" dir="ltr" lang="AR-SA"> </span><span style="font-size:10pt;color:black;font-family:&quot;" lang="AR-SA">، تسهیل در امر یادگیری ، ایجاد</span><span style="font-size:10pt;color:black;font-family:&quot;" dir="ltr" lang="AR-SA"> </span><span style="font-size:10pt;color:black;font-family:&quot;" lang="AR-SA">و تقویت انگیزه برای مطالعه ، افزایش خلاقیت و غیره اشاره کرد. برخی معتقدند که در</span><span style="font-size:10pt;color:black;font-family:&quot;" dir="ltr" lang="AR-SA"> </span><span style="font-size:10pt;color:black;font-family:&quot;" lang="AR-SA">مراحل عمیق خلسه‌های هیپنوتیک می‌توان به ورای بعد مکان و زمان دست یافت</span><span style="font-size:10pt;color:black;font-family:&quot;" dir="ltr">. </span></p>
<br />نوشته شده در متافیزیک  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/supernovaa.wordpress.com/14/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/supernovaa.wordpress.com/14/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/supernovaa.wordpress.com/14/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/supernovaa.wordpress.com/14/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/supernovaa.wordpress.com/14/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/supernovaa.wordpress.com/14/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/supernovaa.wordpress.com/14/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/supernovaa.wordpress.com/14/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/supernovaa.wordpress.com/14/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/supernovaa.wordpress.com/14/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/supernovaa.wordpress.com/14/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/supernovaa.wordpress.com/14/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/supernovaa.wordpress.com/14/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/supernovaa.wordpress.com/14/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=supernovaa.wordpress.com&amp;blog=5872197&amp;post=14&amp;subd=supernovaa&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://supernovaa.wordpress.com/2008/12/16/%d8%a7%d8%b1%d8%aa%d8%a8%d8%a7%d8%b7-%d9%85%d8%aa%d8%a7%d9%81%db%8c%d8%b2%db%8c%da%a9-%d9%88-%d9%87%db%8c%d9%be%d9%86%d9%88%d8%aa%db%8c%d8%b2%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/53231f666d6b644e99af4c356fd47a61?s=96&#38;d=identicon" medium="image">
			<media:title type="html">supernovaa</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>قوانین عدم وابستگی</title>
		<link>http://supernovaa.wordpress.com/2008/12/16/%d9%82%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c%d9%86-%d8%b9%d8%af%d9%85-%d9%88%d8%a7%d8%a8%d8%b3%d8%aa%da%af%db%8c/</link>
		<comments>http://supernovaa.wordpress.com/2008/12/16/%d9%82%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c%d9%86-%d8%b9%d8%af%d9%85-%d9%88%d8%a7%d8%a8%d8%b3%d8%aa%da%af%db%8c/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 16 Dec 2008 19:29:32 +0000</pubDate>
		<dc:creator>mohsen bahadori</dc:creator>
				<category><![CDATA[متافیزیک]]></category>
		<category><![CDATA[قوانین عدم وابستگی]]></category>
		<category><![CDATA[قانون]]></category>
		<category><![CDATA[كنترل]]></category>
		<category><![CDATA[مكانیسم]]></category>
		<category><![CDATA[مهدیس]]></category>
		<category><![CDATA[معنوی]]></category>
		<category><![CDATA[و صـل]]></category>
		<category><![CDATA[کارما]]></category>
		<category><![CDATA[انجیل سنت پل]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط]]></category>
		<category><![CDATA[ارتعاشات]]></category>
		<category><![CDATA[استرالیا]]></category>
		<category><![CDATA[ترس]]></category>
		<category><![CDATA[تعلقات فیزیك]]></category>
		<category><![CDATA[جوهرة سوگماد]]></category>
		<category><![CDATA[روح]]></category>
		<category><![CDATA[شــر یــعت]]></category>
		<category><![CDATA[علت و اثر]]></category>
		<category><![CDATA[عاطفیمان]]></category>
		<category><![CDATA[عدم مداخله]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://supernovaa.wordpress.com/?p=3</guid>
		<description><![CDATA[رها شدن از تمایلات قوی نسبت به محیط پیرامون و تعلقات آن به گونه‌ای كه اصرار بر عدم ارتباط یا جدا شدن از آنها نداشته باشی. بلكه رهایی ذهن از عشق به دنیا و تمامی خواسته‌های دنیوی. واژه عدم وابستگی خیلی سرد است. معنی آن بشرح زیر است: ما به عنوان، یكی از همگان دارای [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=supernovaa.wordpress.com&amp;blog=5872197&amp;post=3&amp;subd=supernovaa&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span>رها شدن از تمایلات قوی نسبت به محیط پیرامون و تعلقات آن به گونه‌ای كه اصرار بر عدم ارتباط یا جدا شدن از آنها نداشته باشی. بلكه رهایی ذهن از عشق به دنیا و تمامی خواسته‌های دنیوی. </span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span>واژه عدم وابستگی خیلی سرد است. معنی آن بشرح زیر است:</span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span>ما به عنوان، یكی از همگان دارای تجربیات خاص رنج و لذت خواهیم بود، ولی اجازه نمی‌دهیم این تجربیات تعادل عاطفیمان را تحت تاثیر خود قرار دهد و اذهان ما را، در نقاط افراط رنج و لذت‌ها بیفكند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span>كنترل واقعی به معنای عدم وابستگی نسبت به ترس است. هرگاه شما به این وجه مهم خداوند نائل شوید، می‌توانید از زندگی باشكوه‌تری لذت ببرید، بله شما می‌توانید نشاطی توأم با رنج داشته باشید و آنگونه كه قبلاً متاثر می‌شدید، نباشید. فقط هنگامی كه ترس، مسلط بر آن دو قطب لذت و رنج می‌باشد، زندگی شما به تعلقات فیزیكی، ذهنی و ذهنی، معنوی‌اش وابسته است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;color:black;font-family:&quot;" lang="AR-SA">اگر ترس را رها سازید و دیگر لازم نیست در زندگیتان هیچ چیزی دیگری را از دست بدهید. عظیم‌ترین شادی‌های فیزیكی، ذهنی و معنوی متعلق به شما خواهد بود، توأم با رنج‌هایی كه در جهت تعادل زندگیتان ضرورت دارند. </span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;color:black;font-family:&quot;" lang="AR-SA"><span id="more-3"></span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span>لبه تیغ در واقع عدم وابستگی فرد از چیز‌های دنیوی است، درحالی كه ممكن است از آنها به عنوان بركات زندگی لذت ببرد، زیرا كه كارماهای گذشته آنها را به منظور تجربه كردن، پیش آورده است. ریاضت و فقر و انزوا هیچ خاصیتی ندارد، مگر اینكه فرد این تجربیات را برای تصفیه روح خویش لازم داشته باشد. </span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;color:black;font-family:&quot;" lang="AR-SA">هیچ انسانی به خداوند نمی‌رسد مگر اینكه در مسیر ایثار به سوگماد از طریق ماهانتا قرار گیرد. فرد باید از تمامی حوادث و تعلقات مادی رها باشد و بدانها اهمیت ندهد. چلا به دلیل اینكه تمركز عشق او فراتر از چیز‌های فانی دنیوی است، به چنین رفتاری نائل می‌شود و به جهان‌های آسمانی می‌رسد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;color:black;font-family:&quot;" lang="AR-SA">حواس آدمی به دلیل عشق به اشیا برای او خواسته می‌آفریند، از خواسته‌های او خشم بر می‌انگیزد از خشم فریفتگی ناشی می‌شود و فریفتگی خاطرات و احساسات پیچیده‌ایی را به جریان می‌اندازد. همین جریان، عشق فرد را به خداوند نابود می‌سازد و او انحطاط می‌یابد. ولی هنگامی كه فرد منضبط است و عشق خود را معطوف ماهانتا می‌سازد، در ورای توجه حواسش به چیز‌های خارجی و رها از رنج ولذت‌های ناشی آن حركت می‌كند، و پیش از همه رها از افراط كاری‌ها است. </span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;color:black;font-family:&quot;" lang="AR-SA">وایراگ مرتبه عدم وابستگی آگاهی ، در راستای ادراك خداوند است . عدم وابستگی به معنای عدم خیر خواهی ، بی‌توجهی و بدون احساس عشق نمی‌باشد. خیلی ساده، یعنی شما می‌توانید همدردی و خیرخواهی كنید، از زندگی هم لذت ببرید، ولی اگر رنج و اندوه پیش آمد این مانعی تا آخر زندگی شما نخواهد بود.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span>شما قادرید اراده خداوند را در آن مشاهده كنید.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span>در انجیل مسیحیت، خیرخواهی، را به عنوان نیت خیر معرفی كرده‌اند، ما آن را وایراگ یا عدم وابستگی می‌نامیم.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span>عدم وابستگی یعنی مشاهده بازی زندگی، آن زمان كه باید گریه كنیم، می‌گرییم، وقتی‌باید بخندیم، می‌خندیم، ولی در همه حال از دریچه روح به زندگی می‌نگریم و می‌دانیم حتی این نیز خواهد گذشت.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;color:black;font-family:&quot;" lang="AR-SA">عدم وابستگی به معنی بی‌عاطفگی نیست، یعنی هر چه كه در زندگی داریم، اگر از دست برود ما نابود نخواهیم شد. زیرا ما به زندگی اعتماد كامل داریم چون می‌دانیم هر چه كه در جهت پیشرفت معنوی ما لازم است به ما می‌دهد. </span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;color:black;font-family:&quot;" lang="AR-SA">تعدادی از افراد هستند كه از آب جاودانگی نوشیده‌اند، آنها آموخته‌اند، كه چگونه با آنزیم‌ها همراهی كنند و جریان كهولت را متوقف سازند زیرا ماموریتی دارند. توقف یا ادامه حیات در كالبد فیزیكی بر آنها حائز توجه نیست. آنها فقط وظیفه خود را انجام می‌دهند. فردی كه شایسته این ماموریت است، آموخته تا در مرتبه عدم وابستگی یا وایراگ به سر ببرد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;color:black;font-family:&quot;" lang="AR-SA">این به معنی عدم توجه به خانواده و از دست دادن تمامی عواطف نیست، به طوری كه مانند یك آدم ماشینی در زندگی حركت كند و دائماً بگوید: من در مرحله عدم وابستگی به‌سر می‌برم. ابداً این‌طور نیست هر كس چنین رفتاری داشته باشد در مرحله خواب بسر می‌برد. </span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span>قوانین نامریی</span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;color:black;font-family:&quot;" lang="AR-SA">هفت اصل آگاهی به شرح زیر می‌باشند:</span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span>اینها قوانین نامریی هستند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span>1: قدردانی: به معنی قدر دانی از معلم است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span>2: صداقت: به معنی برانگیختن جوینده در جهت جستجو برای سطوح آگاهی بالاتر.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span>3: عدم خودبینی: به معنی آمادگی جهت قربانی كردن «من» خود برای كل هستی.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span>4: معنویت: بمعنی قابلیت ادراك ارزش‌های معنوی از طریق یك طرح كامل و مطلق.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span>5: ایثار: سرشار كردن ذهن از روح و عشق، روح افكار باطنی و بخشودن خویش به آگاهی كل هستی.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span>6: تلاش فردی: نیروی اك انگیزنده آگاهی كه در درون تمام انسان‌ها وجود دارد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;color:black;font-family:&quot;" lang="AR-SA">7: حصول : پاداش اعمال معنوی. </span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span>قانون كارما:</span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span>قانون علت و اثر، عمل و عكس‌العمل ، عدالت، كیفر، پاداش، كه در مورد جهان‌های پایین یا روانی صدق می‌كند، مناطق فیزیكی، اثیری، علی، ذهنی و اتری، قانون موازنه هستی كه تحت فرمان ارتعاشات است، جریان به داخل و خارج، مبحث ارتعاشات. یكی از دوازده قانونی كه عوالم را باقی نگه می‌دارد. </span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span>جهانی بودن قانون كارما یكی از عوامل اصلی پیوستگی حیات است. و این پیوستگی حیات نه تنها مربوط به انسان بلكه حیوانات، گیاهان و معدنیات نیز می‌شود. همگی اینها یك خانواده بزرگ را تشكیل می‌دهد كه تاریخچه و كارمایی غیر قابل تفكیك دارد. </span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;color:black;font-family:&quot;" lang="AR-SA">روی هم رفته خانواده‌ای را كه روح در منطقه فیزیكی بر می‌گزیند، بر عهده خداوندگار كارما ست ، نه خود فرد. درست مانند نگهبانی كه به عنوان امین جهت مراقبت از طفلی معین شده است، او نیز برای روح خانواده‌ای را بر می‌گزیند تا بهترین شرایط تحولات معنوی را در آن تجربه كند. او در این انتخاب، به هیچ عنوان اجازه ندارد احساسات و حقوق فرضی از جانب فرد را در نظر بگیرید. از دید او، تعیین جایگاه امری بسیار ساده است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span>قانون كارما كه چنین ابزاری را مهیا می‌سازد، یك اصل است و باید مورد اطاعت واقع شود.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span>سرنوشت، شرایط تولد فرد را رقم می‌زند. بیشتر آنچه كه فرد پس از آن عمل می‌كند. براساس اراده آزادش است و این اراده آزاد ممكن است بر تقدیر غالب شود ولی اولین كاری كه فرد می‌كند بیدار ساختن استعداد‌های خلاقی است كه از طریق آنها می تواند زندگی مادی و معنوی خود را به درستی شكل بخشد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;color:black;font-family:&quot;" lang="AR-SA">در مجموع تقدیر حاكم بر شرایط فرد است، آزادی در اراده به او حق انتخاب حركت در این مسیر تقدیری و یا رفتن به ورای آن را می‌دهد. </span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;color:black;font-family:&quot;" lang="AR-SA">به سادگی می‌توان گفت كه چیزی به خشم بی‌غرض یا عادلانه وجود ندارد، اك تفاوتی ما بین خشم بنابر دلیلی و یا خشم بدون دلیل قایل نمی‌شود. براساس قانون كارما، هرگاه عدم تعادلی در عواطف رخ دهد، اك به طور منصفانه‌ای عدالت را اجرا و تقسیم می‌دارد.<sup>1</sup> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;color:black;font-family:&quot;" lang="AR-SA">افرادی كه درمانگری معنوی می‌كنند، ممكن است به دلیل قانون كارما كه تعجیلی ندارد، چندین سال را به خوبی سپری سازند. روح جمعی وقت بسیار دارد، و در جمع آوری بدهی‌هایی كه فرد بوجود آورده است، هیچ عجله‌ای ندارد، یك درمانگر روانی ممكن است برای ده، بیست یا حتی چهل‌سال هم اوضاعش روبراه باشد، ولی بطور ناگهانی سلامتی‌اش به خطر می‌افتد، كار ما به آخر رسیده است و باید بدهی ها پرداخت شود. او نمی‌داند چه اتفاقی رخ می‌دهد كه می‌تواند همه كس را درمان كند به غیر از خودش. بیشتر از همه اینكه نمی‌داند چرا این اتفاق رخ داده است. او به هیچ وجه درك نمی‌كند كه قوانین روح را زیر پا گذاشته است. </span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;color:black;font-family:&quot;" lang="AR-SA">هر چه قدر در سطح آگاهیتان بالاتر روید بازتاب اعمالتان سریعتر می‌گردد. در انجیل سنت پل، از قانون كارما این گونه نام برده است: “ انسان هر چقدر بكارد، همان قدر برداشت می‌كند. ”</span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span>پیش از قدم گذاشتن در مسیر معنوی، شما در حال باز پس‌دادن بدهی‌های مربوط به یكی دو زندگی پیش از این خواهد بود به طوری كه نمی‌توانید ارتباطی بین اشتباهات گذشته و تاوان‌های این زندگی برقرار كنید. طی حركت در مسیر معنوی، هرچه قدر كه بالاتر می‌روید، این باز پرداخت‌ها سریع‌تر رخ می‌دهد، اگر عملی انجام دهید كه مابین شخص دیگری و ادراك خداوند قرار گیرد، بلافاصله می‌فهمید كه یكی از قوانین معنوی را زیر پا گذاشته‌اید. گاهی اوقات در یك هفته، چند دقیقه یا حتی چند ثانیه به سوی شما بر می‌گردد به قدری سریع رخ می‌دهد كه می‌گویید: آه این رنج نتیجه عدم ادراك آن قانون معنوی است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span>برای فردی كه به مراتب بالای آگاهی دست نیافته باشد، قانون كارما به سرعت بسوی او بر نمی‌گردد هر چقدر در هوشیاری خود بالاتر روید، این قانون سریعتر عمل می‌كند. این مورد از جهتی خوب است و از جهتی بد، از این جهت خوب است كه به محض اینكه به كسی كلك بزنید، این قانــون بر می‌انگیزد و سریعتر از این كارما خلاص می‌شوید. هر چقدر بالاتر می‌روید مسیر باریك و ظریف‌تر می‌گردد، برخی آنرا لبه تیغ می‌نامند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span>افرادی كه اعتنایی به این قانون معنوی نمی‌كنند ممكن است، در حال آموزش زندگی به همان شكلی كه هست باشند و آنرا در دزدی و كلك و خوشگذرانی می‌یابد. گاهی اوقات این قانون مطالباتش را برای دو، ده ، بیست یا سی سال، طلب نمی‌كند یا حتی تا زندگی بعدی. هرگاه این بدهی‌ها به محض زیر پا گذاشتن قانون معنوی، سر‌نمی‌رسند، فرد تصور می‌كند از پرداخت بدهی‌ها معاف است ولی در ازای هر عمل ما یك سكه واقعی باید پرداخت شود.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span>من قادرم بعضی از موانع را برای شما بردارم ولی همه آنها را بر نمی‌دارم. بدهی كه جهت پرداخت به خداوند، به وجود آمده است، باید توسط همان شخصی كه مسبب آن می‌باشد پرداخت شود. قانون حیات این است: انسان هر چقدر بكارد، همانقدر برداشت می‌كند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;color:black;font-family:&quot;" lang="AR-SA">یكی از مزایای راه اك این است كه عمده كارمای ما می‌تواند به جای این منطقه در مناطق درونی تسویه شود. اگر ما بدهی‌هایی به وجود آورده‌ایم، باید آنها را به خداوند بپردازیم ولی در مسیر اك این امكان را داریم كه در منطقه فیزیكی تسویه حساب نكنی و در مراحل رویا و مناطق درونی این كار صورت گیرد. </span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;color:black;font-family:&quot;" lang="AR-SA">به ما چنین القاء شده است كه هر آنچه انجام دهیم حتی اگر اشتباه باشد، خداوندی ما را مورد عفو قرار می‌دهد. بعضی از آدم‌ها فكر می‌كنند تنها كاری كه می‌توانند انجام دهند، فقط درخواست كردن است. آنها تصور می‌كنند می‌توانند به دیگران توصیه‌هایی كنند كه زندگی‌هایشان بر بیاد برود و فقط باید به این خاطر از خداوند طلب آمرزش كنند درنتیجه همه چیز فراموش خواهد شد. متاسفانه این افراد از قانون معنوی اطلاعی ندارند، سنت‌پل گفته است: “ انسان هر چه بكارد همان را برداشت می‌كند.”</span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;color:black;font-family:&quot;" lang="AR-SA">شما می‌توانیدخودتان را گول بزنید. انسان می‌تواند غذا‌های عوضی تناول كند. ولی بلاخره بر او تاثیر می‌گذارد و استدلالش این است كه می‌تواند به پزشك مراجعه كند و یا از خداوند درخواست درمان كند. اگر دعایش مستجاب نشود، می‌گوید خدا مرا درمان نكرد، پس خداوند چنین اعتقاداتی نباید واقعی باشد، درحقیقت او خود را بدهكار روح كرده است و شخصا باید این بدهی را باز پس دهد. هیچ كس نمی‌تواند به او كمك كند. مگر خودش. </span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span>چهار زوآس</span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;color:black;font-family:&quot;" lang="AR-SA">چهار قانون (زوآس) اكنكار برای واصلین حلقه پنجم یعنی مهدیس‌ها چنین هستند:</span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span>1- مهدیس نباید از الكل، تنباكو، مخدر، قمار بازی یا شرارت به هر طریقی استفاده كند هیچ مهدیسی در سطح حیوانی وجود نخواهد داشت. او یك رهبر است و باید تمركز توجه خود را فراتر از روان و شهوات گسترده كند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span>2- مهدیس با لحنی بد گویانه، اندوهگین و یا فریبكارانه سخن نمی‌گوید. او از اعمال دیگران انتقاد نمی‌كند و اشتباهات آنها را مورد سرزنش قرار نمی‌دهد. او در جهت جنگ و دعوا صدمه زدن به دیگران برنمی‌خیزد. او در همه حال نسبت به یاران خود درست و مودبانه رفتار می‌كند و نشاط و همدردی بسیاری برای آنها به همراه دارد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span>3- مهدیس از تمامی بند‌های معتقدات شخصی فروتنانه و عاشقانه رها خواهد بود. او از قوانین كارما كه ممكن است با بیهودگی و شرارت او را به دام‌اندازد رها می‌باشد. مهدیس تمامی موجودات و مخلوقات سوگماد را دوست خواهد داشت.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span>4- مهدیس باید پیام اك را هر چند یكبار اعلام دارد و به جهان ثابت كند كه نمونه خلوص و نشاط است، او باید نشان دهد كه شاگرد در كالبد انسانی باید بر كالبد انسانی مهارت و تسلط داشته باشد. این یكی از قوانین مشخص سوگماد است. هنگام گذر بر جهان دیگر هر استاد در قید حیاتی كارهای خود را به استاد بعدی محول می‌كند كه در كالبدی قرار دارد و تا زمانی كه بخواهد به جهان دیگر منتقل شود همه چیز را ادامه خواهد داد. اساتیدی كه منتقل می‌شوند تعالیم را پس از اینكه چلا‌ها به جهان‌های بالاتر منتقل شدند، ادامه خواهند داد. استاد اك از آنها استقبال می‌كند و چلاها مطالعات جدیدی را در جهان‌های آسمانی تحت نظارت او آغاز می‌كنند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;color:black;font-family:&quot;" lang="AR-SA">اینها چهار قانون موجود برای مهدیس‌ها ، واصلین حلقه پنجم می‌باشند. این قوانین مورد اطاعت و احترام استاد خواهند بود. زیرا هر قانونی دارای نفوذ و قدرتی عظیم می‌باشد. آثار اكنكار عمدتا بستگی به مهدیس‌ها دارد. </span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span>قانون عشق:</span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span>اصلی كه به فكر، نیروی جنبشی ارتباط باشی مورد نظرش را می‌دهد و بنابراین منجر به تسلط بر تمامی تجربیات مقابلش می‌گردد. احساساتی كه به فكر حیات می‌بخشد. احساس همانا خواسته است، و خواسته‌ها همانا عشق است. </span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span>پیش از اینكه این جهان را ترك كنید، زحمت آموختن دكترین اسراری اك را به خود بدهید، كه همانا قانون عشق است و می‌تواند شما را مستقیما به سوی خداوند هدایت كند. </span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;color:black;font-family:&quot;" lang="AR-SA">قانون عشق، آنچه را كه برای معنوی و بلوغ شما ضرورت دارد، همراه می‌آورد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span>بنابراین، اگر عشق می‌خواهید، سعی در درك این مطلب داشته باشید كه تنها راه بدست آوردن عشق، بخشودن عشق است، هرچقدر بیشتر ببخشید، بیشتر دریافت می‌كنید. و تنها راهی كه می‌توانید عشق ببخشایید این است كه خود را از عشق سرشار سازید تا جایی كه به مغناطیس عشق مبدل گردید.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span>به طور ساده مكانیسم های عشق به صورت زیر است:</span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span>افكار مجرای عواطف هستند و توسط قانون ارتعاشات منتقل می‌گردند، همانگونه كه نور یا الكتریسیته انتقال می‌یابد. آنچه كه موجب حیات افكار می‌شوند عواطفی هستند كه از طریق قانون عشق منتقل می‌شوند، كه توسط قانون رشد شكل گرفته و متجلی می‌گردند در واقع محصولی از روح است بنابراین ذاتاً مقدس، خلاق و معنوی می‌باشد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;color:black;font-family:&quot;" lang="AR-SA">از آنجا كه ما می‌دانیم قادر نیستیم همه را به یك نسبت دوست بداریم، پس می‌توانیم معدودی را به گرمی دوست داشته ولی بنابر این قانون، عشقی غیر شخصی نثار همگان سازیم. </span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span>راههای زیادی هستند كه ما می‌توانیم توسط آنها به سوی خداوند برویم. خداوند راهها و مقاصد مختلفی را برای ما مستقر ساخته‌است، به گونه‌ای كه برای همه ، مسیری وجود دارد، حتی برای ملحدان. شاید به نظر می‌رسد این مطلب یك پارادوكس خنده‌دار باشد ولی واقعیت دارد. یك ملحد می‌تواند خیلی بیش از یك نفر كه مسیحی متولد شده و انجیل را همیشه به همراه دارد، به خداوند نزدیك‌تر باشد، زیرا او می‌تواند ادراك بهتری از قانون عشق داشته باشد. </span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span>هركسی كه انتظار دریافت عشق دارد باید ابتدا در جستجوی بخشودن عشق باشد، تحت هر شرایطی باید بتواند عشق ببخشد، حتی اگر مورد تحقیر، بدرفتاری و سختی‌های بی مورد این جهان قرار بگیرد. </span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;color:black;font-family:&quot;" lang="AR-SA">شما فقط باید كسانی را كه در انعكاس عشق شما صادق خواهند بود، برای بخشودن عشقتان انتخاب كنید. كسانی كه از شما به منظور خود خواهانه استفاده نخواهند كرد. در واقع این مفهوم كاربرد تبعیض در عشق برای یارانتان می‌باشد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;color:black;font-family:&quot;" lang="AR-SA">ذهنیت گرایی قادر به تغییر موقعیت هاست، زیرا بخشی از ذهن مطلق وبخشی ازآن هم مانند نیروی اك می باشد. این نیز (مانند هرچیز دیگری) توسط قانون خداوند فرمانروایی می شود كه همانا قانون عشق و قدرت خداوند در آفرینش می باشد كه به طورطبیعی با اشیا خود ارتباط برقرار می كند، وآنها را متجلی می سازد. </span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span>ما كل نیرانجان را به خاطر مشكلات خود سرزنش می‌كنیم، كه این البته اساساً فطرت ماست. به بیان دیگر، كل عذر موجه ماست. ولی صادقانه‌تر این است كه كل نیرانجان پادشاهان جهان منفی را به عنوان حاصل آفرینش خودمان بنگریم، آنكه هیچ حیات و انرژی ندارد. مگر زمانی كه بدان ببخشیم. در واقع من دقیقاً به آن شخصی اشاره می‌كنم، كه غالباً خودمان هستیم و دائماً این انرژی را به سوی دیگران پرتاب می‌كنیم. ما مسئول تمامی تشنّجاتی هستیم كه بواسطه خشم ما در دیگران ایجاد می‌شود، و همچنین تمامی تشنّجاتی كه آنها به نوبه خود به دیگران منتقل می‌كنند. شما هر چقدر به عنوان یك واصل وارد مراتب بالاتری می‌شوید مسئولیتتان عظیم‌تر می‌گردد، قانون عشق بسیار كامل‌تر می‌شود. </span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span>البته قانونی والاتر وجود دارد و آن هم قانون عشق است. این همان قانون روح نور و صوت خداوند است شما می‌توانید این قانون را وارد زندگی خودتان سازید و هرگاه چنین عمل كردید، هیچ كس نمی‌تواند آن را از شما بگیرد و یا بگوید چه چیزی برای شما درست یا غلط است، شما بواسطه تجربه مستقیم نور و صوت الهی، خودتان خواهید دانست </span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;color:black;font-family:&quot;" lang="AR-SA">شما متوجه خواهید شد، كه جذبة معنوی همه را لمس نمی‌كند، ولی هر آنكس را كه لمس كند، او آگاهی‌اش سرشار از عشق و تمامیت وجودش خواهد شد. عشق، خداوند است و عشق، عمل خداوند است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span>خاطرات، تردید‌ها و ترس‌ها هرگاه از دریچه عشق دیده شوند، بسیار دور هستند. عشق در درون خودش آن قدر كامل و بدور از منطق است كه هیچ چیز دیگری اهمیت ندارد . مرگ فقط یك حادثه كوچك است. شكنجه‌ها و رنج‌ها می‌تواند آنقدر ادامه یابد تا فرد بمیرد ولی اهمیتی ندارد. در آخر، این تقلا‌ها از بیهودگی می‌میرند. درست مانند سال‌هایی كه هرگز بر نمی‌گردند، ولی عشق جاودانه است. رنج و گذشته هیچ چیز نیستند مگر نوچه‌های عشق یا محل بذر و رشد و نمو آن، كه چنین ضرورت های بیهوده‌ای خیالاتی ظاهراً واقعی را در آن رها می‌سازند، مانند لرزش آرامش بخش دست خداوند بر روی شانه فرد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;color:black;font-family:&quot;" lang="AR-SA">دانایی می‌تواند چیز‌های زیادی را به همراه آورد زیرا دانایی حاصل گسترش ذهن است ولی آگاهی قلب عشق به ارمغان می‌آورد و عشق همه چیز. </span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span>عدم مداخله :</span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span>حتی استاد اك در قید حیات نیز بدون اجازه مشخص فرد، وارد ماجرای شخصی او نمی‌شود. قانون معنوی این را ممنوع كرده است. </span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span>نتیجه گیری درس این است كه یك موجود معنوی نمی‌تواند فضای دیگران را بیاشوبد. </span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span>هر كسی كه هر نوع تغییر ، یا تاثیری در ذهن دیگری بگذارد ، حتی دعا، یكی از قوانین آگاهی معنوی را بر آشفته است. </span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;color:black;font-family:&quot;" lang="AR-SA">هرگاه فردی را در مشكلات و دردسر می‌بینیم، احساس همدردی داریم، ولی این را همه می‌دانیم كه این مشكلات ناشی از تلاش‌های خود او در مسیر هستند. ما آزادی تجربه این مشكلات را به او می‌دهیم اگر او درخواست یاری و همدردی كند، حال به هر طریقی ، اجازه داریم به او بدهیم ولی مسلماً نباید در مشكلات شخصی كسی مداخله كرده و آنها را با گفتن اینكه من ، “ برای درمان او دعا می‌كنم ” به دوش خود بكشیم ، ما قانون روح را می‌آموزیم. استاد اك در قید حیات هیچ گاه در زندگی شما مداخله نمی‌كند زیرا سطح آگاهی شما مانند خانه شما است، و ورود به منزلتان بدون اجازه، نقض یكی از قوانین معنوی است. گرفتاری‌هایی كه ما داریم نتیجه اعمال خودمان هستند و ناشی از بی‌توجهی نسبت به قولنین معنوی‌اند. چه ما آگاه باشیم یا نباشیم، این قوانین عمل می كنند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;color:black;font-family:&quot;" lang="AR-SA">هركسی كه قوانین معنوی را نقض كند، حتی اگر در جهالت باشد ، باید بهای آن را بپردازد. این بالاترین تمامی قوانین است. با دیگران همانگونه رفتار كن كه می‌خواهی با خودت رفتار كنند، بدین معنی كه اگر من نمی‌خواهم آدم‌ها بدون اجازه در زندگی‌ام مداخله كنند، باید نسبت به دیگران این قانون را رعایت كنم. </span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;color:black;font-family:&quot;" lang="AR-SA">سكوت</span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;color:black;font-family:&quot;" lang="AR-SA">كامیت. </span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span>بهای سكوت در مورد تعالیم اسراری، ماجراهای شخصی با اك و كلمه شخصی واصلین. </span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span>قوانین معنوی مانند قانون سكوت ممكن است ظاهراً بسیار ساده به نظر برسد ولی قصد آن فقط وقتی مشخص می‌شود كه فرد تصمیم می‌گیردآنها را تمرین كند. این قانون بخصوص به معنی سكوت در مورد هر آنچه می‌باشد كه ما بین ماهانتا، (استاد درونی) و چلا می‌گذارد، مگر آنكه استاد دستورات دیگری صادر كند ولی آدم‌ها معمولاً به این قوانین بی‌توجهی می‌كنند ، خصوصا اگر این آزمون‌ها مربوط به خودشان باشد. </span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span>كلام یا اك مقدس، باید در سكوت تمرین شود. فقط كسانی كه كلمه خود را طی وصل دریافت كرده‌اند، می‌توانند از طریق ماهانتا بركات سوگماد را دریافت كند. تمرین كلمه اسراری هر واصل هنگامی كه در جمع است درونی و هنگامی كه تنهاست می‌تواند شفاهاً صورت بگیرد. او نه تنها كامیت یعنی قانون سكوت را با كلمة اسراری خود تمرین می كند بلكه سكوت در ارتباط با تجربیات شخصی اش با اك و هر آنچه تعالیم اسراری به او داده می‌شود را نیز تمرین می‌كند. </span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span>ما باید برای تحولات معنوی خودمان تلاش كنیم. در طی مسیر تشویق كنندگانی برای هلهله و تشویق ما وجود نخواهد داشت. به سختی ممكن است هنگام تبعیت از قانون سكوت كسی از تجربیات نور و صوت ما باخبر باشد. وصل درونی ممكن است سال‌ها پیش از دریافت كاغذ صورتی رنگی كه از ما برای تكمیل حلقة وصل منطقه فیزیكی دعوت می‌كند، دریافت شود. </span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span>قانون سكوت بسیار خوب است. بهتر است مشكلات خود را بر آستین‌های خود آویزان نكنیم تا همه شاهدآن باشند و در موردش بحث كنند. اساتید اك می‌گویند: سخن چینی را فراموش كنید زیرا عملی وارسته و معنوی نیست. تمامی آن فرضیات ذهنی برای ما هیچ مفهومی نخواهد داشت. </span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span>هرگاه شخصی می‌خواهد در مورد تجربیات شما در اك بداند، شما نباید وارد بحث و توضیح مفصلی بشوید. شما می‌توانید از قانون سكوت تبعیت كنید و به سادگی بگویید: اینكه من دارای چه تجربیاتی هستم اهمیتی ندارد، شما چه كرده‌اید؟ به آنها یكی از كتب اك را بدهید و بگویید: تمرینات معنوی را امتحان كنید . . . اگر برای شما عمل كردند، عالی است، این مسیر چیزی دارد كه به شما هدیه كند. اگر نه، شاید این مسیر مناسب شما نیست. ولی برای خودت امتحان كن. </span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span>و صـل </span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;color:black;font-family:&quot;" lang="AR-SA">در زمان وصل اسراری حیاتی به چلا ابلاغ می شود كه روند رشد و استهلاك كارمای او را تسهیل می كند . بر تر ین و كامل ترین دستورات برای انجام دادن تمرین های معنوی اك ، ] در این زمان [ ارائه می شوند . این تمهید چلا را در گشودن بینایی و شنوایی درونی یاری می دهد و به این واسطه پیشرفتی جاودانه به سوی سوگماد آغاز می گردد . </span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span>شــر یــعت &#8211; كی &#8211; ســو گـماد ( كـتـا ب او ل )</span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span>خانمی از اهالی استرالیا مایل بود از چگونگی اولین وصل خود مطلع شود . وقتی كه برای دریافت وصل آماده شد ، خانمی كه از واصلین حلقه های بالاتر بود ، در رویا به نزد او آمد و گفت ، “ بیا به نزد استاد برویم . “ چلا و زن واصل با هم به سوی یكی از مناطق طبقه اثیری به را افتادند . در حال قدم زدن با هم صحبت می كردند . به زودی استاد در كالبد نورانی ظاهر شد و وصل اول را به او عطا كرد . پس از یك سال ،‌ این خانم آمادة دریافت و صل حلقة دوم بود . این وصل به طور همزمان در درون و بیرون داده می شود و در این نقطه با روح القدس ارتباطی تمام و كمال برقرار می گردد . همین طوری كه دو نفری مشغول گفتگو بودند ، چلا متوجه شد كه واصل او را به سوی منطقه ای ساحلی می برد . این منظره برایش بسیار آشنا بود . </span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span>وی به یاد آورد كه از زمان كودكی بارها و بارها این منظره را در خواب دیده است . با خود گفت ، “ این واقعیت دارد یا زائیدة تصورات خودم است . “ ناگهان كاملا نسبت به محیط هوشیار شد . سپس استاد اك ،‌ربازار تارز نیز در ساحل به آنان ملحق شد . پیش رویشان ، روی شن های ساحل نیمكتی بود كه میوة زیادی رویش گذاشته بودند . ما ها نتـا ، استاد درون كه در انتظار آنان بود و پیاله ای مزین به جواهرات قیمتی در دست داشت ، به چلا گفت ، “ این آب حیات است ، بگیر و بنوش . “ </span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span>آب حیات در واقع همان اك یا نور و صوت الهی است و كسـی كه از آن بنوشد دیگر همچون گذشته نخواهد بود . این از زمره اتفاقاتی است كه در خلال وصل اول اك رخ می دهند . همان طور كه خود خواهید دید ، اك طر یق عشق است . وقتی كه این رابطه بین روح فردی و روح الهی برقرار گردد ، بهترین فرصت ها برای برخورداری از یك زندگی پر ثمر به دست می آید .</span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span>اك جوهرة سوگماد ( خداوند ) است كه از خالق به سوی جهان های تحتانی جاری می شود و سپس به سوی مبدا خود باز می گردد و در این روند تمام هستی را استحكام می بخشد . در طی قرون و اعصار اسامی مختلفی به اك داده اند ، روح القدس ، روح مقدس ، لو گو س ، كلمه ، روح الهی ، بنی و ودان ، تعدادی از این اسامی هستند . بسیاری از مذاهب از جهاتی با اك در ارتباطند . روح الهی جریان مسموع حیات نیز خوانده می شود ، زیرا می توان آن را در قالب صوت شنید . آ؛اهی از این صوت ، وجه تمایز اكنكـار از سایر تفكرات الهی است . هنگامی كه روح آماده شود ، ماهانتـا آن را به این جریان وصل می كند . این وصل به روح فرصت می دهد تا با سرعت دلخواه خود به سوی خداوند سفر كند .</span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span>هر كسی كه در روند پیشرفت معنوی خود ،‌شایستگی وصل های بعدی را كسب می كند . هر حلقة وصل ، پیوند عاشقانة موجود بین انسان و خدا را مستحكم تر می سازد . ذ هن فاقد فدرت كافی برای ادراك جهان هایی است كه فراسوی طبقة روح واقع هستند و این توانایی ، درك بهشت های الهی و رابطة وصل با آنها را برای ما محدود می كند . از بعد فیزیكی ما می توانیم چهارده حلقة‌وصل را شناسایی كنیم . با وجود این ، همیشه در اكنكـار چیزی موسوم به عنصر اضافی وجود دارد . منظور این است كه برای كیهـان های معـنوی پایانی متصور نیست . جهان های الهی مكان هایی محدود به مرز نیسـتـند . </span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span>هر یك از ما با سطح آگاهی متفاوتی وارد اكنكـار می شویم . درجة شكوفایی معنوی ما در این زندگی و تناخات قبلی بستگی دارد . برخی افراد در زندگی های قبلی بستگی دارد . برخی افراد در زندگی های قبلی با تعالیم اك آشنا شده اند و به همین دلیل به سرعت پیشزفت می كنند . برای عده ای هم شاید این نخستین تماس با آموزش های اك و نور و صوت باشد . این گروه احتمالا پیشرفت معنوی با روند آهسته را آرامش بخش تر می دانند . پس از نخستین وصل كه در رویا عـطا می شود ، وصل های اك به دو شكل درونی و بیرونی یا فیزیكی و معنوی داده می شوند . استاد حق در قید حیات ، شخصا اجازة هر وصل را صادر می كند . سپس دعوت نامه ای برای دریافت وصل به دست چلا می رسد. در وهلة بعدی ، چلا با یكی از واصلین حلقه های بالاتر اك ، قرار ملاقاتی می گذارد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span>مراسم وصل كمتر از یك ساعت طول می كشد و طی آن برخی تعلیمات ارائه شده و فرد به مراقبه می نشیند . در برخی از وصل ها ، ذكر معنوی تازه ای داده می شود كه به هنگام تمرین های معنوی زمزمه می گردد .هر كسی با روند متفاوتی پیشرفت می كند . معمولا بین وصل های اك چند سال فاصله می افتد . علت این فاصله اطمینان یافتن از استحكام ریشه های معنوی در هر مرتبه است . ممكن است بعضی افراد وصل خود را شش ماه پس از دریافت دعوت نامة بیرونی از استاد دریافت كنند یا شاید حتی برخی از افراد تا ماه ها پس از دریافت به اهمیت آن پی نبرند . هر حلقة وصل با یكی از طبقات در انطباق است . وصل حلقة دوم در ارتباط با طبقة اثیری ، سوم علی ، چهارم ذهنی ،‌و به همین ترتیب الی آخر . وصل حلقة پنجم اهمیت خاصی دارد ، چون با طبقة روح در انطباق است . این وصل و این طبقه ،‌آغاز جهان های معنوی واقع در فراسوی زمان و مكان است . در طبقة پنجم قوانین معمول كارما و تناسخ دیگر اعتباری ندارد .</span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span>مسلما اتصال به حلقة پنجم در اكنكــار تعادل و ادراك معنوی را تضمین نمی كند . آگاهی همواره باید لحظه به لحظه كسب گردد . علیرغم هر جایگاه معنوی كه فرد احراز كرده باشد ، همیشه این امكان وجود دارد كه او دچار سر در گمی و پسروی معنوی شود و در نتیجه به ناچار مسیری را كه پیموده است از ابتدا آغاز كند. هر چه به جهان های برتر می رویم،‌راه باریك تر می شود ، و هر چه آزادی معنوی بیشتری كسب می كنیم ،‌ مسئو لیتمان بیشتر تعمیم می یابد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span>وصل های اك می توانند در زندگی معنوی ما تا ثیر مثبتی بر جای گذارند . اگر به عنوان واصل حلقة دوم با قوانین و اصول منطقة اثیری آشنا شویم ،‌ممكن است تصور كنیم كه این قوانین در همه جا به طور یكسان عمل می كنند ، ولی بسیاری از افرادی كه وصل حلقة سوم را دریافت می كنند ، از تفاوت قوانین حاكم بر طبقة علی نسبت به طبقات قبلی كاملا شگفت زده می شوند . در اینجا باید قوانین جدید را بیاموزند . این روند بخشی از رشد معنوی ماست .</span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span>تنها ما ها نتــا ، استاد حق در قید حیات قادر است به وسیلة وصل ، روح را به اك اتصا ل دهد . وصل بیرونی ساده و آسان است . درست مانند سایر تجر بیات در اكنكــار ، واقعة اصلی در درون رخ می دهد . وصل ظاهری نشانه ای فیزیكی از یك حادثة معنو ی درونی است و همین حادثة درونی است كه تمام تغییرات را موجب می گردد .در اكنكــار واصلین حلقة پنج به بالا ، در زمرة مقامات معنـوی محسوب می گردند و آموزگاران كلاس های اك باید حداقل وصل دوم را دریافت كرده باشند . اما هیچیك از این جنبه ها نباید سبب شوند كه چلا خود ر ا با دیگران مقایسه كند یا در جامعه به تناسب وصل خود از موقعیت خاصی برخوردار شود . وصل های اك شخصی و مقدس هستند .</span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span>استاد حق در قید حیات تنها كسی است كه می تواند وصل را به چلا اهدا كند . نخستین وصل معمولا در خلال سال اول وردد به اكنكار داده می شود كه وصلی درونی است . جوینده گاهی این وصـل را به یاد می آورد و گاهی جنین نیست . این وصل ممكن است در رویا یا به هنگام انجام دادن تمرینات معنوی داده شود . هیچ گونه مراسم ظاهری خاصی برای وصل اول وجود ندارد . هر كسی صرف نظر از درجة ظاهری وصل خود ، در خور مقامات معنوی است و هر وصل دعوت نامه ای از سوی استاد است كه ما را به برداشتن گام بعدی در راه سر منزل الهی فرا می خواند . </span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;color:black;font-family:&quot;" lang="AR-SA">سفـر ر و ح </span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span>سفر روح تجربه ای منحصر به فرد و متضمن باور بقا ی روح است . دستاورد این تجربه در و نی ، عشق به تمامیت هستی و درك زیبایی آن است . سفر روح را نمی توان در موعظه ها و در قالب عقاید محدود تجربه كرد . شـر یـعت- كی- سو گماد ( كتاب اول ) </span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;color:black;font-family:&quot;" lang="AR-SA">سری هارولد كلمپ در كتاب روح نوردان سرزمینهای دور از این تجربه اصیل و قدیمی یاد می كند . این تجربه هنگامی رخ داد كه او جهت احراز مقام استاد حق در قید حیات تعلیم می دید . وی در این دیدار از جهان های الهی كه در معیت ربازارتارز ، استاد اك صورت می گرفت ، آموخت كه اك چگونه ظرفیت قلبی انسان را بالا می برد . سری هارولد در ادامه می نویسد : “ گویی از میان خورشید یا پرده ای از نور گذر می كردم و از آن سو ، از دنیای رنگ ها و جهان شكوه سر بر می آوردم . در نوری با شكوه ( كالبد با شكوه روح ) در فضا شناور شدم ، نوری كه از دیدن ، دانستن و بودن لبریز است . زیر پایم ساحلی با شن های سفید گسترده بود ، ساحل اقیانوسی به رنگ آبی و سبز . امواج به نرمی ماسه ها را می شستند . پرندگان كوچك همراه با جزر و مد آب ها در آسمان بالا و پایین می رفتند كه داد و ستد زندگی را تداعی می كرد . كوچكترین لكه ابری در آسمان آبی و شفاف به چشم نمی خورد . با خود گفتم : این حتما” همان بهشت موعود است . لحظه ای بعد بر فراز صخره ای مرتفع ایستاده و اقیانوس را تماشا می كردم . چگونه می توان احساس روح را وصف كرد ؟ چرا كه علیرغم این ارتفاع زیاد ، شنیدن و دیدن چنان میسر بود كه گویی در ساحل ایستاده ام . صدای عمیق و مردانه ای در كنارم فرمان داد : دوردست را بنگر . درحالی كه یكه خورده بودم به اطرافم نگاه كردم . این صدای ربازارتارز ، استاد تبتی اك بود كه بدون تردید مسبب این سفر به یكی از زیباترین بهشت های الهی بود . دست راست قدرتمندش ، عصای ستبری به بلندی شانه اش را می فشرد . با دست چپ به ساحل دور اشاره كرد ، جایی كه دو پیكره كوچك در حال حركت بودند .</span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span>ناگهان فاصله میان ما و دو نقطه تیره از میان رفت . زمان و مكان هر دو فرو ریختند و باصره معنوی من در چشم برهم زدنی به سوی آن دو ذره جهش كرد و دیدم كه زن و مردی به آهستگی در طول ساحل و در جهت ما قدم می زنند . مرد ریز نقش همان دوست و استاد من ، پال توئیچل یا ماهانتا بود . دیگری زن جوانی بود كه لباس خواب سفیدی به تن داشت كه در اثر وزش نسیم دریا در اطرافش موج بر می داشت . او باریك اندام ، دارای موهای خرمایی سیر و تا حدودی كوتاه تر از پال بود . درد و رنج چهره او را در هم شكسته بود و در كنار پال با آشفتگی قدم بر می داشت . اكنون دو ساحل نورد به گونه ای در دیدگاه ما قرار گرفتند كه از بالای صخره كاملا” قابل رؤیت بودند . ربازارتارز توضیح داد ، روح القدس ، یعنی همین نور گرمی كه ما در آن غوطه وریم از اقیانوس عشق و رحمت نشأت می گیرد كه انعكاسی است از پرتوهای ساطع شده از اتم های الهی . خرقه شرابی ربازار در این مه زرین كه مرا نیز در بر گرفته بود ، به سختی دیده می شد . البته خود را نمی توانستم ببینم . ربازار ادامه داد : این گوی زرین كالبد روح است . یعنی كامل ترین شكل انسان .</span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span>در ساحل ، زن غمگین به سختی در كنار پال قدم بر می داشت . رد پای روی شن ها و پیچ و خم های آن در كنار خط باقی مانده از امواج ، حكایت از سنگینی گام های آنان داشت . پال ما را بر روی صخره دید و برایمان دست تكان داد . اما پرده ای نامرئی ما را از چشم آن زن مخفی می داشت . آنان به آهستگی در كنار ساحل حركت می كردند و به تدریج در دور د ست كوچك می شدند . كمی دورتر در پیش رویشان یك فانوس دریایی قرار داشت كه مقصد آنان بود . غم های زندگی عمیقا” روح آن زن جوان را مجروح كرده اند . ربازار تارز این كلمات را در حالی بر زبان راند ، كه صدایش دراثر شفقت و همدردی تغییر كرده بود . صدای او از زیر و بم های معمولی تشكیل نشده بود ، بلكه از دل اتمسفر این جهان دور دست الهی و با طنینی زنگ دار سخن می گفت … </span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;color:black;font-family:&quot;" lang="AR-SA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;color:black;font-family:&quot;" lang="AR-SA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span>“ روزنه ای كوچك از نور سفید در ژرفای جهان پیش رویم هویدا شد . فاصله آن از من بسیار دور بود ، ولی با سرعتی فوق العاده به طرف من می آمد . گویی خورشیدی از آن سوی كیهان پیش می تازد تا مرا در كام حرارت و نور خود فرو برد . لحظه ای بعد این من بودم كه به سوی آن پرواز می كردم ، همچون ذ ره ای نورانی كه به طرف سیاره ای با درخششی غیرقابل وصف هجوم می برد. “</span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;line-height:10.95pt;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;color:black;font-family:&quot;" dir="ltr"> </span></p>
<br />نوشته شده در متافیزیک  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/supernovaa.wordpress.com/3/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/supernovaa.wordpress.com/3/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/supernovaa.wordpress.com/3/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/supernovaa.wordpress.com/3/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/supernovaa.wordpress.com/3/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/supernovaa.wordpress.com/3/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/supernovaa.wordpress.com/3/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/supernovaa.wordpress.com/3/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/supernovaa.wordpress.com/3/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/supernovaa.wordpress.com/3/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/supernovaa.wordpress.com/3/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/supernovaa.wordpress.com/3/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/supernovaa.wordpress.com/3/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/supernovaa.wordpress.com/3/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=supernovaa.wordpress.com&amp;blog=5872197&amp;post=3&amp;subd=supernovaa&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://supernovaa.wordpress.com/2008/12/16/%d9%82%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c%d9%86-%d8%b9%d8%af%d9%85-%d9%88%d8%a7%d8%a8%d8%b3%d8%aa%da%af%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/53231f666d6b644e99af4c356fd47a61?s=96&#38;d=identicon" medium="image">
			<media:title type="html">supernovaa</media:title>
		</media:content>
	</item>
	</channel>
</rss>
